اخبار

لیست مراکز و معرفی خدمات پیش ازبارداری

زنانی که تصمیم به بارداری دارند باید حداقل سه ماه قبل از حاملگی تحت پوشش خدمات مراقبتهای پیش از بارداری قرار گیرند. کلیه مراکز خدمات جامع سلامت، پایگاه ها و خانه های بهداشت با همکاری پزشکان و ماماها، خدمات مراقبت های پیش از بارداری را ارائه می دهند.

                                       آدرس و شماره مراکز تحت پوشش مرکز بهداشت ثامن(شماره 4 مشهد)

نام واحد

شماره مستقیم

آدرس

مرکز خدمات جامع سلامت شمس الشموس

33658687

    بلوار وحدت -وحدت 19 - پلاک 42      

"رسول اکرم

32281770

چهارراه مقدم طبرسی- کاشانی 1

"حضرت زهرا

32229289

خیابان هاشمی نژاد-هاشمی نژاد 14

" امام خمینی

38542685

خیابان امام خمینی-بین امام خمینی 72و74

" امام علی

38594086

خیابان آخوند خراسانی-آخوند خراسانی 24

" آیت ا... خامنه ای

38580805

امام رضا 29 - پلاک 52

" نصرا... زاده

38404036-38449131

خیابان شهید بهشتی- شهید بهشتی 20

پایگاه امیر کبیر

38479834

 خیابان نامجو- نامجوی 13

پایگاه ثامن الائمه

38522971

خیابان ثامن الائمه- ثامن الائمه 10- پلاک 10

پا یگاه کاشانی

32254847

خیابان ایت ا.. بهجت 25- پلاک 170

پایگاه شهید فهمیده

38538232

امام خمینی 81- پلاک 38

پایگاه باب الحوائج

38516337

امام رضا 65- نبش چهارراه دوم - پلاک 60

مرکز بهداشت ثامن

38529800-5    

خیابان آخوند خراسانی- آخوند 24

گرفتن شرح حال بیمار و تاریخچه خانوادگی، اجتماعی، طبی و مامایی وی برای آگاهی از سابقه بیماری ها، مصرف دارو، حساسیت دارویی یا غذایی، سابقه بارداریهای قبلی و عوامل خطرآفرین محیطی و استرس زا از جمله خدمات ارائه شده در مراقبت های پیش از بارداری است.این مراقبتها تا یک سال اعتبار دارد و اگر خانمی در این مدت باردار نشد، مجددا باید برای دریافت مراقبت ها اقدام کند.

                         در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید با تلفن 38529809 تماس حاصل فرمایید.

 

ریاست جدید مرکزبهداشت ثامن

طی حکم جناب آقای دکتربهرامی ،معاونت محترم بهداشتی مرکزبهداشت استان ، جناب آقای دکترمحمد مهدی ایزدپناه به سمت ریاست مرکزبهداشت ثامن منصوب شدند ، دکترایزدپناه با سابقه تصدی معاونت بهداشتی شبکه بهداشت ودرمان شهرستان  تربت جام ومدیریت شبکه بهداشت ودرمان شهرستان فریمان جهت این مسئولیت جدیدانتخاب شدند . باآرزوی موفقیت برای ایشان وتقدیروتشکر اززحمات دکتریزدانی ریاست اسبق مرکزبهداشت ثامن

 

شعار روزجهانی سلامت روان 94( حفظ کرامت ومنزلت انسانی درسلامت روان )

 

سلامت روان و اخلاق

 

تهیه کننده:  علی بهرام نژاد مدیر گروه سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کرمان

ویرایش: طاهره زیادلو کارشناس ارشد سلامت روان دفتر سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت

 

    از آنجایی که سلامت یک مفهوم کلی وشامل اجزایی مثل سلامت جسمی روانی،اجتماعی ومعنوی است ویکی از اجزا مهم آن که متاسفانه کمتر مورد توجه قرارگرفته بعد معنوی واخلاق است که این موضوع در سلامت کلی فرد تاثیربسزایی در سلامت روان فرددارد، چنانچه این اجزاء سلامت باهم رشد موزون وهمگونی نداشته باشند،نمی توان به یک سلامت نسبی ومطلوبی دست یافت،.شخصیت ورشد اخلاقی یک بخش مهمی از شخصیت فرد است که در بسیاری از موارد تعیین کننده نوع رفتاروتعامل فرد باخود ودیگران است ویک تعریف کلی شخصیت اخلاقی ،آن بخش از شخصیت است ،که وقتی از نگاه دیگران دوریم، از خود نشان می دهیم ودر مفاهیم روان شناختی یعنی یک کنترل درونی که شاخصه مهم در سلامت روان محسوب می گردد.

این بخش از شخصیت فرد از عقایدفرد تشکیل می شود وتربیت کنندگان اعم از والدین،معلمان در انتقال این ارزشهاو عقاید نقش مهم واساسی دارند، نکته مهم این است که اخلاق نه تنها به آنچه انجام شده بلکه به هر چه باید انجام شود دلالت داردومهمتر اینکه یادگیری اخلاق اکتسابی است وافراد بالاخص کودکان از طریق دیدن والگو سازی یاد می گیرندونهایتاًدر فرد دو خصیصه شکل می گیرند.

الف)انتظارات زیاد از خود

ب)پاسخ گویی، که این دو نشانه بارز از اخلاقی شدن یک فرد است.

رشد اخلاقی از موضوعاتی است که در تاب آوری فرد در مقابل استرس ها وآسیب های روانی ،اجتماعی نقش موثر وکلیدی دارد.زیرا عملکرد اجتماعی فرد تابعی از ارزش های اخلاقی اوست افرادی که مهارت های اجتماعی از قبیل درک متقابل،رفتار صمیمانه ،همدلی،مهربانی و...را دارا هستندیکی از شاخص های مهم تاب اوری را دارندودر کنار آن استقلال که موضوع مسئولیت وپاسخگویی فردرا در مقابل رفتار خود به دنبال دارد شاخصه دیگر تاب آوری است که با این مهم تحقق می یابد.افرادی که مسئولیت پذیروپاسخ گو هستند می پذیرندکه چگونه رفتار خودرا در ارتباط بامحیط تنظیم وعمل کنند چرا که در مقابل آن رفتار پیامدهای آن را نیز پذیرفته اندوانتخاب گری که از ویژگی یک انسان سالم است در رشد اخلاقی صورت می گیردوحق انتخاب افراد تعیین کننده مهمی برای تمرین مبانی اخلاقی است ونوع انتخاب فردواحساسات متعاقب آن نقش تعیین کننده ای در انتخاب هاوتصمیمات آتی وی دارد.یکی دیگر از موضوعات مهم در تاب آوری که با رشد اخلاقی مرتبط است هدفمندی وامید به آینده است که این موضوع در احساس ارزشمندی خود نقش بسزایی داردونیز در کاهش اضطراب وافسردگی واحساس پوچی نقش دارد

بنابراین ویژگی هایی همچون مهربان بودن،منصف بودن،قابل اعتماد بودن،مراقب بودن به عنوان یکی از مولفه های مهم در سلامت روان از طریق  رشد اخلاقی شکل می گیرد.

رشد اخلاقی ومعنویت افراد منجر به رشد وبالندگی در موضوعات زیر می شود که در سلامت روان هر فرد نقش موثری دارد:

-وجود هدف ومعنا در زندگی

-احساس آرامش درونی

-صلح جویی وپرهیز از خشونت ورفتار های آسیب رسان

- خوشبینی،عشق وکاهش سوءظن وبدبینی

-حس ارتباط عمیق باهستی

-ارتباط با طبیعت وافزایش حس زیبا شناختی

-صداقت ویکرنگی

-افزایش انگیزه خدمت داوطلبانه که منجر به افزایش سرمایه اجتماعی می شود.

- اعتماد داشتن به دیگران وقابل اعتماد بودن

- مهربانی ،صمیمیت

-نوع دوستی

- تلاش جهت بهتر شدن وخود شکوفایی

مولفه های فوق در افزایش سطح سلامت روان مثبت نقش کلیدی ایفا می کنند

اخلاق جمع خلق می باشد منظور صفاتی از انسان است که درونی شده اند اخلاق را از روی رفتار های معمول هر فرد می توان حدس زدمثلاً کاری را که کسی مستمر انجام می دهد مانند بذل وبخشش وکمک به دیگران دلیلش  این است که یک ریشه درونی در  اعماق وجود اودارد که آن را اخلاق می نامند.

 

       اخلاق را به دو بخش تقسیم می کنند:

منبعی که باعث پدید آمدن کارهای نیکو است واخلاق خوب وملکات فضیله نامیده می شودو آنها که منشاکارهای  بد است وبه آنها اخلاق بد ورذیله  می گویند .

اساس اخلاق از خود شناسی وخود آگاهی  شروع می شودیعنی باید اخلاق فردی را با شناخت خود و خود آگاهی آغاز کرد  .در واقع اخلاق نهایت  عقلانی بودن را در بر می گیرد وعصاره همه خوبی ها وارزشهای زندگی هر فرد می باشد. اصول اخلاقی فردی شامل ارزش های اخلاقی ست که هرفرد  برای زندگی خود و در ارتباطش با دیگران بر می گزینداصول اخلاقی اجتماعی در ارتباط با هنجارهای هر جامعه معنا می شود .

اخلاق، تنها برای  به وجود آمدن یک جامعه خوب وسالم نیست ، انسان خواه در جامعه زندگی کند، خواه در گوشه ای تنها باشد  نیازمند به اخلاق است. البته اگر جامعه ای وجود داشته باشد و کسی بخواهد عمدا از جامعه جدا بشود، هرگز در آشنایی با فن اخلاق و عمل به قوانین اخلاقی، موفق نخواهد بود؛ زیرا یکی از برجسته ترین و مهمترین وظیفه های اخلاقی انسان، رها نکردن جامعه و در متن آن به سر بردن است، چون شکوفایی ارزش های  انسان در ارتباطات جمعی معنا می شود  و اخلاق  در همه حالات وجود دارد؛ اگر چه مهمترین بخش آن در جامعه جلوه می کند.اگر هوش را سازگاری باموقعیت های  جدید معنا  کنیم آنگاه اخلاق نحوه  ارزش گذاری روی این موقعیت ها می باشد اما آیا رشد اخلاقی به اندازه رشد هوشی وجسمی مورد توجه والدین قرار میگیرد ؟

آیا به همان اندازه که والدین نگران هوش منطقی کودکان خود هستند به همان اندازه نسبت  به هوش اخلاقی آنها حساسیت دارند؟ ایا به همان اندازه که والدین به قدرت ذهن ودرس  فرزندانشان توجه میکنند به همان اندازه به مهر ورزی قلب وزیبایی عواطف واحساسات آنها توجه می کنند؟ آیا فرزندان ما به همان اندازه که برای موفقیت در قبولی دانشگاه تلاش می کنند به همان اندازه برای موفقیت در آزمون زندگی فردی واجتماعی سعی می کنند؟

در حقیقت بسیاری از فرزندان ما بزرگ میشوند اما اندکی از آنها بلوغ وپختگی را تجربه می کنند وبسیاری از فرزندان ما درس اخلاق را می دانند اما تعدادکمی از آنها منش اخلاقی وکردار معنوی دارند.پس باید برای تربیت اخلاقی فرزندانمان نیز تلاش کنیم تقویت هوش اخلاقی کودکان بهترین فرصت برای قرار دادن فرزندانمان در مسیر درست است که هوش اخلاقی شامل نیکخویی هایی است از جمله  همدلی، وجدان ،خویشتن داری، احترام، مهربانی ،بردباری وانصاف که به کودکانمان کمک می کنند هنگام مواجهه با فشارها وچالش های اخلاقی در زندگی ،از آنها عبورکنند.این اصول اخلاقی به فرزندمان جهتی می دهد که بر طبق موازین اخلاقی عمل کند تا آنها بتوانند علاوه بردرست فکر کردن  درست هم عمل کنند وپرورش ویژگی های شخصیتی استوار در گروی تقویت هوش اخلاقی است اخلاق به ماتوان تشخیص درست از نادرست رامیدهد یعنی داشتن اعتقادات اخلاقی محکم وعمل کردن بر طبق آنهابه گونه ای که شخص رفتاری درست داشته باشد .واین قابلیت عالی برخی ویژگیهای مهم رانیز در بر دارد ازجمله توانایی تشخیص درد،رنج دیگران ومهار بیرحمی در خود ،مهار وسوسه ها،گوش دادن بی طرفانه وهمه جانبه پیش از قضاوت کردن ،پذیرش تفاوت ها ،نپذیرفتن گزینه های غیر اخلاقی ،همدل بودن ،رفتار محترمانه وناشی از درک دیگران که این ویژگی ها به انسان کمک میکند که انسان خوب وشایسته ای شود وهمان هایی هستند که زیر بنای یک شخصیت با ثبات وسالم است.این عوامل برای یک زندگی سالم وخوشبختی و سعادت لازم میباشد ،اخلاق نیکو وشایسته ونیکخویی از عوامل ایجاد آرامش در زندگی  می باشد وبه انسان احساس شادی و نشاط داده وباعث سلامت روانی می شود وبه دنبال آن انسان را به فعالیت های صحیح در زندگی وادارمی کندزیرا اخلاق منشاءرفتار انسان است وبستری برای همه ابعاد زندگی فراهم میکند فضایل اخلاقی نقش اساسی در تربیت روانی  ومعنوی انسان دارد وسبب میشود انسان برای ارزش های والای انسانی بها قایل شود .همانطور که می دانیم حضرت علی (ع) حسن خلق را سرلوحه ویژگی های مومن می داند وحسن خلق یعنی : تواضع ،بردباری ،عفووگذشت ومداراکردن ،خوش گمانی ،صله رحم ،تغافل، رازداری وانصاف وازجمله صفات مناسب اخلاقی می باشندکه به بهبود روابط اجتماعی وسلامت روان کمک می کند .بنابراین حسن خلق پایه واساس  بیشتر فضایل میباشد که در اینجا به آثار اجتماعی وفردی آن اشاره می گردد، یکی از آثار خوش رفتاری ،جلب دوستی ومحبت دیگران است زیرا هرکس که با گشاده رویی با مردم برخورد کند اورا دوست دارند وکسی که با بی حوصلگی وسوءرفتار وکم صبری رفتار می کند دوستی برای او باقی نمی ماند. امروزه ثابت شده است که عامل بسیاری از مرگ ومیرها استرس ها وفشارهای روانی میباشد وبا داشتن روابط مطلوب وحمایت اجتماعی  کافی میزان فشارهای روانی کاهش پیدا کرده وتاب آوری انسان را در مقابل بسیاری از مشکلات بالا می برد پس طول عمر مولود آرامش فکر آسودگی خیال وهمکاری وهمبستگی اجتماعی است واین امور در سایه اخلاق به دست می آیند

 

 روش های موثر در تربیت اخلاقی کودکان

1-رشد اخلاقی،کودکان یک موضوعی است که به تدریج اتفاق می افتد لذا صبروحوصله یکی از شاخص های اصلی است که والدین باید به این موضوع توجه داشته باشند

2- رشد اخلاقی باعث پذیرش مسولیت وپاسخ گویی در مقابل یک رفتار را ایجاد می کند لذا باید به کودکان مسئولیت های را سپرد وپاسخ گویی را درآنها تقویت کرد .

3- نتیجه رشد اخلاقی ، فرد را حقیقت طلب بار می آورد بنا بر این به منظور رسیدن به این هدف بایستی به کودکان حقیقت را گفت تا آنها از این طریق رشدو پرورش یافته وحقیقت طلب شوند .

4- احساس ارزشمندی یکی از پیامد های رشد اخلاقی در کودکان است واین موضوع سبب افزایش اعتماد به نفس ونهایتاًافزایش سطح سلامت روان مثبت در آنان می شود با تشویق خدمت کردن به دیگران به کودکان کمک می کنیم  تا احساس ارزشمند بودن ومفید بودن در آنان بوجود آید

5-بسیاری از افراد براین باورند که اخلاقی بودن به معنای مقدس بودن است ، افراد دارای غرایز واحساساتی همچون خشم ،حسادت ، غریزه جنسی ،خواب و... هستند لذا داشتن این موضوعات یک امر طبیعی است مهم این است که افراد با رشد اخلاقی بتوانند در نحوه بیان انها ماهر بوده وبتوانند آنها را خوب مدیریت کنند.

6-در تربیت اخلاقی کودکان به این نکته بایستی  توجه شود،که انسان دارای عیوب ونقص هایی است وافراد دنبال این نباشند  که کامل وبی نقص باشند ، مهم این است که بپذیرند اشتباهاتی در زندگی دارندو پذیرش این اشتباهات قدم اول برای بهبود واصلاح آن است.

7-مهم ترین پیامد رشد اخلاقی احترام به خود ودیگران است پس اگر بخواهیم که این موضوع تحقق یابد بایستی به کودکان احترام بگذاریم تا ضمن مهم وباارزش تلقی کردن خود سبب احترام به دیگران نیز گردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انگ یا استیگما  (Stigma) مشکلی واقعی در درمان بیماران روانی     

                             

تهیه کننده:  فاروق وفائی بانه مدیر گروه سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد  معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کردستان  

         ویرایش: صدیقه خادم کارشناس ارشد سلامت روان دفتر سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت                                                                                                                                

مقدمه

     در اوائل  انگ یا استیگما  (Stigma)  به نشان یا داغی گفته می شد که روی بردگان یونانی می زدند و بدین وسیله آنها را از مردم آزاد متمایز می ساخت(گری، 2002). گافمن (1963) انگ را اینگونه تعریف می‌کند:«انگ» ویژگی‌ منفی و نامطلوبی است دریک فرد که او را ازدیگران متمایز می‌کند واو را درنظر دیگران به شکل موجودی کاملاً بد، خطرناک یا ضعیف جلوه می‌دهد.

امروزه انگ به تفکرات و نگرشهای  می گویند که افراد جامعه به آن اعتقاد دارند و برای کسانی که این انگ به آنها نسبت داده می شود زیانبار است. در واقع اینچنین پنداشته می شود که این افراد برای جامعه خطرناک می باشند، مانند بیماران روانی و یا افراد وابسته به مواد.این نگرشها چهار ویژگی دارند:

با این برچسب این افراد از سایر افراد جامعه جدا می شوند. مانند بیماران روانی یا سو مصرف کنندگان مواد.

این برچسب ها با ویژگیهای غیرعادی و ناشایست پیوند می خورد، مثل: بیماران روانی خطر ناک اند و یا معتادین دزد هستند.

این قربانیان به طور کلی افرادی متفاوت از جامعه پنداشته می شوند و ذهنیت خوب در برابر بد را گسترش می دهد. این چنین در جامعه جا می افتد که بیماران روانی و یا معتادین بد هستند و بقیه انسان های خوبی هستند.

این افراد به شکل های گوناگون مورد تبعیض قرار می گیرند ، از حقوق انسانی محروم می گردند، مثلا گفته می شود که معتادین نباید ازدواج کنند و یا بیمارستان عمومی نباید بخش روانپزشکی داشته باشد.

عمق فاجعه زمانی آشکار می گردد که پژوهش ها نشان می دهند 23.6 افراد 14 الی65 سال نیازمند خدمات روانپزشکی می باشندو همچنین بیماران روانی از میانگین افراد جامعه خشونت آمیز تر نیستند و یا میزان دزدی در افراد معتاد بیشتر از سایر اقشار آسیب دیده اجتماعی نیست. با این وجود بیش از نیمی از افراد مبتلا به بیماری های شدید روانی، برخی تجارب تبعیض آمیز را گزارش می کنند(کوریگان و همکاران2003). بیماران روانی ، نه تنها از بیماری خود، بلکه از انگ، و تبعیض همراه آن نیز رنج می برند(فلان 2002). انگ بیماری روانی، علاوه بر بیمار روانی، خانواده و دوستان و نیز اعضای حرفه های مرتبط با ارائه خدمات به آنان را در برمی گیرد(استمن و کیلین 2002). تبعیض ها و محرومیت های اعمال شده بر بیماران روانی در قالب قوانین اجتماعی، پوشش بیمه های پزشکی و سیاست گذاری های مرتبط به آنان نیز مشاهده می شود(مک سوین 2002). انگ بیماری روانی تحت تاثیرعوامل تاریخی، اجتماعی و فرهنگی خاص هر جامعه می باشد. تعداد زیادی از بیماران روانی به دلیل انگ از خدمات موجود و قابل عرضه به آنان استفاده نمی کنند، آنهایا هرگز درمان را شروع نمی کنند و یا آنرا به پایان نمی رسانند. در یک تحقیق مشخص شد که 30 % بیماران روانی به دنبال درمان می روند. در یک پژوهش دیگر مشخص شد که 40% خانواده ها بستری کردن بیماران را مخفی و 50% در برابر بستری کردن مقاومت کرده اند. یکی از مشکلات عمده این است که فرد یا افراد جامعه انگ را می پذیرند و باور می کنند، مثلا افراد وابسته به مواد باور می کنند که باید دزدی کنند. بررسی‌ها نشان داده‌اند که بزرگترین مانع بیماران جهت بهره‌مندی از خدمات درمانی و حمایتهای اجتماعی، ترس از  انگ خوردن است.

    انگ بیماری روانی ریشه در فرهنگ دارد، فرهنگ چند روزه و یا چند سال هم بوجود نمی آید و در زمان کوتاه  تغییر نخواهد کرد. برای تغییر کوچکی در نگرش به یکی از مقوله های فرهنگی مثل نگاه کردن به درمان بیماران روانی سالها و شاید قرن ها کار جدی و علمی باید کرد . فلاسفه و پزشکان عهد باستان معتقد بودند که علت رفتار نابهنجارانسان ناخشنودی خدایان یا تسخیرشدن توسط شیاطین است. براساس این اعتقاد درمان رفتارهای نابهنجار از طریق جن گیری و بیرون راندن ارواح پلید با روشهای خشن و گاهی منجر به مرگ انجام می گرفت. این وضعیت ادامه داشت تا قرن پنجم قبل از میلاد که در آن زمان بقراط پدر علم پزشکی نوین اعلام کرد تفکر و رفتار غیرعادی نشان دهنده نوعی آسیب مغزی است. پایه های اندیشه علمی با تفکرات افرادی مثل سقراط، افلاطون و ارسطو محکم تر گردید ، و امیدی برای درمان بیماران روانی وجود داشت ، ولی با مرگ جالینوس(200- 130 میلادی) آخرین پزشک از این گروه  اندیشمندان در واقع دوران به اصطلاح تاریک پزشکی آغاز شد. صومعه های مسیحی جای پزشکان را گرفتند و علم در اروپا تعطیل شد. این آغاز قرون وسطی بود. تا آنجا که در قرن 18 بیمارستان بتلهیم در لندن به یکی از جاذبه های گردشگری بزرگ لندن تبدیل شد و حتی در قرن 19 تماشای بیماران خشن، نوعی تفریح و سرگرمی به شمار می رفت و مردم برای دیدن آن بلیط می خریدند. (شمسی پور) .

    در عوض در دنیای اسلام مراکز بزرگ علمی تاسیس شد. رازی پزشک مسلمان ایرانی(925-865) مرکزی برای درمان بیماران روانی در بغداد دایر کرد و ازجمله نخستین روان درمان گران علمی بشریت محسوب می گردد. در ایران بخشی از درالشفاء يزد به این بیماران اختصاص یافته بوده. با ظهور پزشکانی همچون محمد زکریا رازی ، ابوعلی سینا و سید اسماعیل جرجانی طب قدیم ایران به اوج ترقی رسیده و چندین سده ، پرچمدار جهان پزشکی شد. ابن سینا در این باره می گوید : «برخی اطبا اعتقاد دارند که مالیخولیا کارجن ها است ما كه طب را یاد می گیریم اهمیت نمی دهیم که از جن است یا از جن نیست. ما می گوئیم اگر مالیخولیا کارجن باشد یا نباشد مزاج بیمار به سودایی می انجامد . پس سبب نزدیکش وجود ماده سوداست . بگذارید وجود آورنده سوداجن باشد یا غیر جن به ما چه مربوط »

   به دلایل مختلفی که در این مقال ضرورت بحث آن نیست قافله علم در دینای اسلام هم متوقف گردید و نگرش علمی به درمان بیماران روانی سیر قهقرائی را آغازید. بیمارروانی شان نه فقط خانواده بلکه کل ایل و طایفه را لکه دار می کرد. بیماران روانی موجودات خطرناک، جن زده  مامنی برای شیطان محسوب می گردیدند.

امروزه نگرش به بیمارروانی به نسبت قبل تا حدزیادی تغییر کرده است. در یک مطالعه، در بخش قابل توجهی از خانواده های بیماران روانی پدیده انگ نشان داده شده(صادقی، کاویانی و رضایی،1383). در یک بررسی دیگر، نشان داده شد که افرادی از جمعیت عمومی در باره بیماری روانی مفهومی منفی و قالبی نداشته اند و در مجموع بخشی قابل توجه از آنان دارای نگرش مثبت بودند(پزشکی و بوالهری،1373). باید این واقعیت را بپذیریم  که استیگما یک مشکل فردی نیست ومسأله‌یی اجتماعی است که باید در سطح جامعه حل شود. دیوید ساچر(1999)، رئیس کل بهداری ایالات متحده آمریکا:" انگ بزرگترین مانع در مقابل پیشرفت های آتی در حوزه بیماری روانی و سلامت روانی است".

 

          پیامدهای انگ بیماری روانی

تبعیض: نحوه نگرش افراد جامعه به بیماران روانی در بهره مندی از مزایای اجتماعی مثل یافتن شغل مناسب، انتخاب آزادانه همسرموثر است. انگ و در نتیجه تبعیض حاصل از آن فرد را ازاین مزایا محروم می کند.

ازدست دادن موقعیت اجتماعی: انگ بیماری روانی باعث می شود که فرد موقعیت اجتماعی که بدست آورده آنرا از دست بدهد، مثل پستهای علمی یا اداری .

کاهش کیفیت زندگی : یکی از عواقب انگ محدود کردن روابط اجتماعی فرد است و همین امر کیفیت زندگی را پائین می آورد.

تشدید بیماری: برخی از بیماریهای روانی اگر در ابتدا درمان بشوند تخریب کمتری وارد می کنند. در غیر این صورت بیماری آنها شدت پیدا کرده و چه بسا که بعدا کنترل نشوند مثلا افسردگی

سوء مصرف مواد: در بیشتر موارد ریشه اعتیاد درمان نشدن نارحتی های روانی می باشد، انگ باعث می شود فرد دنبال درمان بیماریش نرود و معتاد گردد، در واقع می خواهد درد کوچکی را با درد بزرگتری درمان کند.

عدم دریافت درمان و افزایش نابسامانی در خانواده: بنا به گزارش تحقیقات فراوان ریشه خیلی از طلاقها، درمان نشدن  اختلا لات روانی درمان نشده در بین زوجین است. که انگ عامل اصلی خیلی از عدم مراجعه های بیماران روانی به پزشک است.

کاهش عزت نفس و احساس حقارت: فرد فکر می کند از سایرین کمتر است و در نتیجه در رقابتها شرکت نمی کند و همین تفکر باعث عقب ماندگی و عدم رشد فرد می شود.  انگ گذاری درونی توسط بیماران روانی موجب احساس تحقیر و سرافکندگی درآنان وخانواده هایشان می شود.

کاهش اعتماد بنفس و از کارآمد بودن خود رنج می برند.  کسانی که  نام بیماری روانی را یدک می کشند چون فکر می کنند اختلال روانی در آنها یک نقص عمده  می باشد ‌،عزت نفس پایینی پیدا می  کنند .این عزت نفس پایین  اولا به استرس بیشتر بیماران و بروز  افسردگی و ثانیا به اختلال روانی منجر شود و مشکل را پیچیده تر می کند.

انزوا و گوشه گیری: بیماران روانی برای اجتناب از برچسب خوردن ،‌از اجتماع  دوری می کنند . ‌قدرت تطابق با محیط را پیدا نمی کنند که این موضوع بهبودی را به تاخیر می اندازد و  آنها فرصت ها را  برای رشد در جامعه از دست می دهند.

پیشداوری غیر موجه ازسوی دیگران: باور های غلط در جامعه  در جامعه وجود دارد که بیماریهای روانی علاج ناپذیرند در صورتی که اختلال افسردگی اساسی 65تا70درصد، اسکیزوفرنیا (دراولین دوره) 60درصد و اختلال دوقطبی تا80درصد قابل درمان است.(عابدی تهرانی ، ه ؛هفته نامه پزشکی امروز،چهارشنبه 1 آبان 1392، شماره 972،)

محرومیت از بسیاری حقوق فردی ،اجتماعی: فردی که این انگ را دارد در عقد قراردادهای اقتصادی، ازدواج، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی محروم می شود.

تاخیر در درمان : این بیماران با پنهان  کردن بیماری  خود‌ برای معالجه به درمانگر مراجعه نمی کنند ،که تاخیر در درمان منجر به شدت گرفتن اختلال می شود .

تاثیر بر سیاستگذاری ها بهداشتی : انگ اختلال روانی در نحوه   سیاستگذاری و برنامه ریزی تعیین اولویت های بهداشتی و درمانی تاثیر دارد، سیاست گذاران به اهمیت موضوع پی نمی برند و در نتیجه آنرا بخشی از برنامه های مهم خود قرار نمی دهند . در نتیجه بودجه وامکانات کمتری برای  ارائه خدمات سلامت روان اختصاص می دهند .

کاهش گستره شبکه اجتماعی: عضویت در شبکه های اجتماعی یکی از نیازهای اصلی زندگی انسانی است. انگ باعث می شود که فرد حضور خود را در این شبکه های اجتماعی مثل حضور فعال در محله کم می کند و حتی به صفر می رساند. نتیجه آن این است که به عضو منفعل جامعه تبدیل می شود. وبتدریج منزوی می شود .

کاهش عملکرد شغلی: افزایش بیکاری و افزایش مشکلات اقتصادی برای بیمار، خانواده و اجتماع را به همراه دارد.

 

اقداماتی که برای انگ زدایی از بیماران روانی لازم است انجام دهیم:

انگ نوعی طرز فکر است که به رفتار تبدیل می‌شود . ضرورت تغییر و تصحیح این طرز تفکر در بین مردم یک ضرورت است. این کار با آموزش عمومی مردم شروع می شود. اقداماتی که باید مد نظر باشند:

تصحیح  نگرش های غلط خود بیمار، خانواده ، عامه مردم ، مدیران و سیاست گذاران، متخصصین پزشکی در سایر رشته ها.

کاهش طول زمان بستری بیماران روانی و برگرداندن آنها به جامعه و توانمند کردن آنها.

افزایش آگاهی بیماران، عامه مردم ، خانواده و مسولین درباره درمان پذیر بودن بیماری های روانی

ایجاد و تقویت سازمانهای مردم نهاد برای بیماران و خانواده های آننها و مشارکت بیشترمردم در این راستا.

ارتقاء سطح آگاهی جامعه در خصوص اهمیت  دادن  به سلامت روان در مقایسه با سلامت جسمی

استفاده از روش های درمانی روانشناختی و روانپزشکی نوین

موظف کردن همه مراکز بهداشتی و درمانی و بیمارستانها برای پذیرش بیماران روانی.

افزایش  دسترسی خدمات روانپزشکی و روان شناسی برای بیماران روانی در سطح کشور.

ارائه خدمات مددکاری برای حفظ شغل و کار و استقلال بیمار روانی

پذیرش بیماران روانی در نهادهای اجتماعی مثل مساجد، مدارس و دانشگاه ها ومحیط کار واداری

راه اندازی بخش روانپزشکی در بیمارستان های عمومی.

عدم استفاده از کلماتی مانند دیوانه، مجنون، روانی، موجی، و ... در محاورات روزانه، فیلم ها، نوشته های رسمی و غیررسمی.

 پذیرش اینکه  بیماران روانی خشن و جنایت کار نیستند ، واقعیت این است که بیشتر جرایم توسط افراد به اصطلاح سالم انجام می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهارت های ارتباطی وسلامت روان

دکتر گرامیان رئیس گروه سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

 

       بخش عمده ای از ساعات عمرمان در برقراری ارتباط با دیگران و محیط سپری می شود. داشتن ارتباطات مؤثرتر باعث احساس رضایتمندی و موفقیت در ما می شود. ارتباطات صحیح بین فردی همراه با حفظ کرامت طرفین باعث می شود انسان ها از محبت یکدیگر بیشتر بهره مند شوند، انگیزه همکاری و حس نوع دوستی بهتری داشته و رفتار اخلاقی تری داشته باشند و ارزش و اهمیت جایگاه انسانی را درک و حفظ کنند. کرامت یکی از ارزش‍‌های والای انسانی است. انسانی که کرامت و ارزش او حفظ شده باشد در جهت رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی جامعه قدم بر می دارد، از رفتارهای مخرب پرهیز می کند تا هویت و ارزش خود را حفظ و ارتقا دهد.

در عوض اگر از مهارت های ارتباطی مناسب برخوردار نباشیم در تعامل با آنها که دوستشان داریم و به آنها نیازمندیم و به طور مستمر و مدام با آنها هستیم دچار بی کفایتی می شویم، از رسیدن به اهدافمان محروم و باعث تخریب ارزش های انسانی آنها می شویم، احساس رضایت و خوشبختی نخواهیم کرد و دچار رکود اخلاقی، عملکردی و عاطفیمی شویم. حفظ کرامت انسانی مهمترین رکن ارتباطات است.

ارتباطات انسان با انسان بطور كلي بر دو نوع است ارتباطات كلامي و ارتباطات غير كلامي. مجموع روابطي را كه از طريق گفتن و گفتگو حاصل مي شود ارتباط كلامي مي گويند. براي اينكه در ارتباط با دیگران موفق شويم بايد از كلمات با دقت استفاده كنيم . هر كلمه اي احساسات، عواطف خاص و عملكرد متفاوتي را در افراد برمي انگيزد . اگر كلمات در جا و مكان مناسب خود بكار برده شوند به سرعت بر جسم و روان افراد تاثير مي گذارند. كلمات، در پيامي كه به ديگري منتقل مي كنيد تاثير فراواني دارند. بيان الفاظي دلپذير و موزون موجب مي شود كه شخص مقابل با متانت گوش فرا دهد ، حقايق را جمع بندي كند و به فكر حل مساله باشد . اما عبارات مغرضانه و كينه جويانه اغلب خشم فرد ديگر را برمي انگيزد و او را به جبهه گيري دعوت مي كند و در نهايت روابط، را به دشمني و تعارض و نبرد مي كشاند.

يك كلمه بايد دقيقاً مفهوم مورد نظر ما را در بر داشته باشد، نه كمتر و نه بيشتر، به طور كلي كلماتي را انتخاب كنيد كه صريح، كوتاه ، دقيق، مودبانه، صــحيح و پر محتوا باشد.

بخش عمده‌اى از ارتباطات ما باديگران، غيرکلامى است. هر روز، ما به صدها و گاه هزاران نفر با نشانه‌ها و رفتارهاى غيرکلامى مانند حالت بدن (طرز نشستن، طرز ايستادن، ژست و قيافه کردن)، حالت چهره، حالت چشم‌ها، حرکات سرو دست، و آهنگ و لحن صدا، پاسخ مي‌گوئيم و واکنش نشان مى‌دهيم. از نحوه دست دادن تا شیوه لباس پوشیدنمان، همه اين جزئيات غيرکلامى، نشانگر اين هستند که ما که هستيم و بر چگونگى ارتباط ما با ديگران تأثير مى‌گذارند. اگر بین ارتباط کلامی و غیر کلامی تضاد وجود داشته باشدپیام به درستی ردو بدل نشده یا به نوع دیگری تفسیر و معنی  می شود و چه بسا ارتباط بین فردی دچار خدشه می گردد.

 

 

عوامل موثر بر روابط بین فردی

احترام گذاشتن:

    احترام یکی از مهمترین ویژگی‌ها و خصوصیات اخلاقی است. درک این واقعیت که فردی دارای کرامت و ارزش است. مهم نیست که آن فرد ثروتمند باشد یا فقیر، توانا باشد یا ناتوان، همه قابل احترام هستند. لازم نیست برای اینکه به کسی احترام بگذاریم، او را دوست داشته باشیم. درمورد دیگران هم همینطور است؛ آنها به شما احترام می‌گذارند اما ممکن است دوستتان نداشته باشند.احترام یعنی پذیرش و گرامی داشتن بی قید و شرط دیگران. با دیگران به گونه ای رفتار کنیم که احساس کنند برای آنان ارزش و احترام قائل هستیم، به نیازها و احساسات آنان توجه می شود و برای نظرها و رأی آنان ارزش قائلیم. یکی از نشانه های احترام گذاشتن،  رعایت قواعد و مقررات موقعیتی است که در آن قرار می گیریم. اصولاً اساس هر ارتباطی بر مبنای احترام و توجه به کرامت انسان ها است. کرامت انسانی یعنی انسان ها عزیز، شریف و ارجمندند و معیارهایی چون رنگ،نژاد، زبان، مکان جغرافیایی، طبقه اجتماعی و... در آن دخالتی ندارد و صرف نظر از اینها انسان دارای شرافت و کرامت قابل احترام است.

گوش دادن فعال:

درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به‌كار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود.

گوش دادن با شنیدن فرق دارد. شنیدن یک امر غیر ارادی است و شامل تمام صداهایی می شود که همواره از محیط دریافت می شود. گوش دادن فعال یک امر ارادی است و مهارتی است که فرد با کسب آن یاد می گیرد چگونه به پیام های کلامی و غیر کلامی گوینده توجه کند. در گوش دادن فعال شنونده باید پیام های مختلف را شنیده، معانی را درک کرده و سپس با ارائه بازخورد مطمئن به طرف مقابل به او بفهماند که برداشت وی صحیح بوده است.

چند نمونه از خصوصیات گوش دادن فعال به این شرح است:

-         اختصاص زمان بیشتر به گوش دادن بجای صحبت کردن

-         عدم تکمیل جملات دیگران

-         عدم پاسخ به سوال با یک سوال دیگر

-         آگاه بودن از سوگیری ها

-         نپرداختن به تخیل یا عدم اشتغال ذهنی با مسایل دیگر

-         عدم سلطه جویی در مکالمه

-         تعیین پاسخ ها پس از اتمام صحبت های طرف مقابل

-         دادن بازخورد

-         پرسیدن سوالات باز

اگر شنونده نتواند فن گوش دادن را به درستی بکار بندد ارتباط او با مشکل مواجه می شود. 

همدلی:

      اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگراني ها و ترس هاي خود را آشكار مي سازيم. بدينجهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگراني ها، ترس ها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند.

همدلي يك نوع خصوصيت ويژه انسان‌هاست. چون انسان‌ها در اجتماع به دنيا مي‌آيند و با هم زندگي مي‌كنند و بزرگ مي‌شوند، لذا براي همديگر ارزش حياتي قايلند و نسبت به يكديگر نگران مي‌شوند و رفتار همدلانه از خود نشان مي‌دهند. همدلی باعث می شود از سطح خودمان فراتر رفته و دیگران را عمیق تر درک نماییم. همدلی با همدردی تفاوت دارد، وقتي دلمان به حال كسي مي‌سوزد، نسبت به احساس‌هاي او همدردي مي‌كنيم ولي بايد توجه داشت كه دلسوزي و ترحم به افراد ديگر همدلي محسوب نمي‌شود. همدلي به هيچ وجه به معناي تأكيد كردن طرف مقابل و هم عقيده بودن با او نمي‌باشد. بلكه منظور اين است احساس‌هاس او را درك مي‌كنيم. به معني ديگر همدلي يعني اينكه بتوانيم بدون آن كه در موقعيت طرف مقابل قرار گرفته باشيم، خودمان را جاي او بگذاريم و از دریچه ی چشم او مسأله را نگاه کنیم و درك كنيم. همدلي به فرد كمك مي‌كند تا بتواند انسان‌هاي ديگر را حتي وقتي با او تفاوت دارند بپذيرد و به آن‌ها احترام بگذارد.

همدلي هسته اصلی مهارت ارتباطی است و روابط بین فردی را بهبود مي‌بخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايت كننده و پذيرنده نسبت به ساير افراد ديگر منجر مي‌شود.

سوال کردن:

پرسیدن، از رایج ترین و در عین حال ساده ترین مهارتهاست. پرسیدن علاوه بر شفاف سازی پیام موجب برانگیختن تفکر افراد نیز می گردد. با سؤال کردن به فرد مقابل نشان می دهید که به حرف های او گوش می دهید. با سوال کردن می توان اطلاعات را راجع به موضوع جمع و سازماندهی کرد. در سوال کردن بهتر است از پرسش های باز استفاده کرد تا فرد تشویق به صحبت کردن شود.سؤال های بسته فقط با بله یا خیر پاسخ داده می شوند و اطلاعات محدودی را در اختیار شما قرار می دهند. به خاطر داشته باشيم طرح سؤال هاي مكرر، به قصدمچ گيري، نه تنها به تقويت رابطه بين فردي كمك نمي كند، بلكه باعث تضعيف و مختل شدن آن نيز مي شود.

ابراز وجود:

آیا برایتان اتفاق افتاده است که در موقعيتي قرار بگيريد و از شما درخواستي شود که با آن موافق نباشید؟

اگر فردی از شما بخواهد تا گوشی همراه خود را مدتی به او امانت بدهید و شما راضی نبوده و به علت رودربایستی این کار را کرده وبعداً پشیمان شوید، در این گونه موارد  چه اقدامی می کنید ؟

ریشه و سرچشمه ی بسیاری از دشواری ها در زندگی روزمره، همچون کمرویی، خجالت و شرمگینی، احساس انزوا و اضطراب در نبود مهارت ابراز وجود، جرأت مندی و قاطعیت ورزی است. ابراز وجود شامل بیان افکار،احساسات، اعتقادات و حقوق خویش است به نحوی که در دیگران ایجاد مقاومت و ناراحتی نکند و به حق و عقیده  دیگران تجاوزی نشود. ابراز وجود به ما امکان می دهد که بدون ضایع کردن حقوق دیگران، حقوق خود را به دست آوریم.

برخی راه های به دست آوردن مهارت ابراز وجود عبارتند از:

1-     توانایی ها و دانایی های خود را پر رنگ ببینید و همواره آن ها را پیش چشم و ذهن بنشانید.

2-     امید به فردا و فرداها را در خود نیرومند سازید.

3-     باور کنید که هیچ کس کامل نیست و هر آدمی کاستی های ویژه ی خود را دارد.

4-     احساسات منفی و اندیشه های خطا را که سبب آزار و دلشوره تان می شود، از خود دور سازید.

5-     مهارت های برقراری ارتباط با دیگران را بیاموزید.

6-      برای خود الگوهای مناسب، در دسترس، شایسته و سرفراز پیدا کنید.

7-     در دشواری ها و مشکلات زندگی، جنبه های معنوی زندگی تان را نیرومند ساخته و از پروردگار توانا یاری و پشتیبانی بخواهید.

8-     موفقیت های خودتان را ببینید و برای هر یک از آنها برای خودتان جایزه ای در نظر بگیرید.

9-     به جای فرار از مشکلات به چاره جویی در راستای حل دشواری ها و گذر از سختی ها بپردازید.

10- موفقیت امری نسبی است؛ کمال گرایی های بیمارگونه را شرط کامیابی و سرفرازی خودتان قرار ندهید.

11- از اشتباه کردن و خطا کردن، سرخورده و سرافکنده نشوید؛ آدم بی خطا وجود نداشته و نخواهد داشت.

12- شیوه های دست یافتن به مهارت اعتماد به نفس را پیش چشم و ذهن خود نشانده و آن ها را به کار بندید.

13- فراموش نکنید که مهارت ابراز وجود، جرأت مندی و قاطعیت ورزی، مهارتی تمرین مدارانه، آهسته اما پیوسته است و به یکباره و بی درنگ به چنگ نمی آید.

14- چنانچه در بیان احساسات خود ناتوان هستید، یا در مهارت ابراز وجود موفق نیستید مشاوره بایک روانپزشک یاروانشناس زبده وکارآموخته میتواند راهگشا و سودمند باشد.

ابراز وجود به روش درست باعث می شود بدون تخریب ارتباط، هم کرامت شما و هم کرامت مخاطب شما گرامی داشته شود.

نه گفتن:

مهارتی است كه فرد بتواند در مقابل درخواست نابجاي ديگران از كلمه ی"نه"  استفاده كند. كساني كه از قدرت نه گفتن عاجز باشند همواره درروابط درون فردي و بین فردي خود با ديگران بامشكل روبه رو شده و از ارتباط خود احساس امنیت و خرسندي نمي كنند.

 راهکارهای تقویت ارتباط با دیگران:

1- در برقراری ارتباط به شخصیت افراد توجه کنیم و متناسب با شخصیت افراد رفتار کنیم مثلا نحوه ارتباط ما با کودکان ، همسالان، بزگسالان، سالخوردگان و بیماران بایدمتفاوت با یکدیگرباشد .

2- برای تقویت رابطه از پرگویی و پراکنده گویی اجتناب کنیم.

3- از تحقیر  و توهین به دیگران خودداری کنیم.

4- در صورت قطع ارتباط تنها دیگران را مقصر ندانیم و برای ارتباط مجدد پیش قدم شویم.

5- با احترام به دیگران احترام به خود راتضمین کنیم.

6-در صورت روبرو شدن با نظر مخالف دیگران بهتر است با صبر و بردباری برای تداوم رابطه بین فردی تلاش کنیم.

7- با آگاهی از حقوق خود و دیگران در روابط بین فردی از سوء استفاده های احتمالی جلوگیری کنیم.

8- توانمندی ها و مهارتهای ارتباطی خود را شناخته و آنها را برجسته نماییم.

9-افراد خانواده خود و دیگران را با اسم کوچک و صفت های زیبا صدا بزنیم مثل : پسرم، عزیزم، دخترگلم، همسر خوبم و غیره.

10- شنونده ی خوبی برای دیگران باشیم و آنها را تشویق به گفتگو کنیم.

برای احساس رضایت در ارتباط با دیگران ضمن تلاش در بکار گیری موارد فوق توجه کنید که :

پا فشاری در عقاید و نظرات خود بدون درک درست از طرف مقابل باعث میشود احترام و دوستی به آزردگی و خشم

تبدیل شود و در نتیجه منازعه های فراوان، طعنه های نا پسند، انتقادهای مکرر موجب ایجاد فاصله افراد از یکدیگر می شود. اگر با نظرات طرف مقابل مخالفید، به جای اینکه سعی در متقاعد کردن او  داشته باشید به افکار و احساسات او احترام بگذارید .قرار نیست همه همیشه و در همه حال با ما موافق باشند. در نظر گرفتن این نکته که اغلب مردم مانند ما فکر و احساس نمی کنند و به روش خود به دنیا نگاه می کنند بسیار مهم است چرا که قطعا با این تصور هم می توان ارتباطی مناسب و هدفمند داشت و هم آرامش و احترام را در مسیر ارتباطی خود حاکم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

قانون و سلامت روان:

تهیه کننده: محمودرضا هاشم ورزی مدیرگروه سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی مازندران

سرور البرزی کارشناس گروه سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی مازندران

 

     هدف بنيادي قوانين سلامت روان تامین، حفظ و ارتقاء زندگي و سلامت رواني شهروندان است. در شرايط غيرقابل انكاري كه هر جامعه‌اي براي دستيابي به جامعه سالم‌تر به قواعدي نيازمند است، توجه به سلامت روان  به عنوان یکی از چهار جنبه وجودی انسان و سلامت از اهميت بسیار زیادی برخوردار است.

حقوق افراد مبتلا به اختلالات رواني، به دلایل مختلف در جامعه نقض می شود. وجود قوانيني درجامعه كه همه شهروندانِ را بدون هیچ تبعیضی محافظت كند ضروری است، لذا جامعه‌اي با این ویژگی كه به مردم خود احترام مي‌گذارد و از آنها مراقبت مي‌كند. جامعه ای سالم و کم تنش است. قوانين مترقي در هر جامعه مي‌توانند ابزار موثري براي افزايش دسترسي به خدمات سلامت روان، ارتقای سطح سلامت روان، محافظ حقوق بیماران و خانواده  و به بهبود کیقیت زندگی مردم منجر شود.

با اين حال، وجود قوانين سلامت رواني‌ به خودي خود تضمين كننده احترام و محافظ حقوق انساني نيست. شگفت آنكه در برخي كشورها، بخصوص در آنهايي كه قوانين سال‌هاست بازنگری و اصلاح نشده اند، این قوانین بيشتر سبب نقض حقوق انساني افراد مبتلا به اختلالات رواني شده‌اند تا ارتقاي آن. به اين دليل كه بيشتر قوانين مربوط به سلامت روان در ابتدا با هدف محافظت جامعه از بيماران «خطرناك» و دور كردن آنها از جامعه تدوین شده‌اند تا ارتقاي حقوق افراد مبتلا به اختلالات رواني به عنوان شهروندان.

برخي قوانين مجوز نگهداري دراز مدت افراد مبتلا به اختلالات رواني را كه خطري براي جامعه نداشته، اما قادر به مراقبت از خود نبودند، را فراهم كردند واين مساله نيزمنجر به نقض حقوق انساني شده است. در اين شرايط جالب است بدانيم كه اگرچه 75 درصد كشورهاي جهان داراي قوانين سلامت روان هستند، اما نيمي از آنها قوانين مذكور را پس از سال 1990 تصويب كرده‌اند، و فقط نزديك به يك ششم كشورها (15 درصد) پيش از دهة 1960 نسبت  به تصويب قوانين سلامت روان در کشورشان اقدام نمودند.

قوانين سلامت روان در بسياري از كشورها منسوخ شده‌اند همانطور كه گفته شد، اين قوانين در بسياري موارد بيشتر حقوق افراد مبتلا به اختلالات رواني را نقض مي‌كنند تا از آن محافظت نمايند. نياز به قوانين سلامت روان از شناخت روز افزون «بار» فردي، اجتماعي اقتصادي، اختلالات رواني در همه جهان‌ نشاٌت مي‌گيرد. اختلالات رواني مسئول بخش مهمي از سال‌هاي زندگي از دست‌ رفته منطبق با ناتواني(DALYS) هستند و پيش‌بيني مي‌شود كه اين آمار، با اختلالات  رواني در آينده رشد قابل توجهي يابد.

علاوه بر رنج آشكار ناشي از اختلالات رواني، افراد مبتلا به اختلالات رواني،‌ با بار پنهان انگ يا بدنامي و تبعيض نيز روبه‌رو هستند. هم در كشورهاي كم‌درآمد و هم پر درآمد بدنام كردن افراد مبتلا به اختلالات رواني در طول تاريخ تداوم داشته و خود را به صورت نگرش كليشه‌اي، ترس، آشفتگي، خشم و طرد يا اجتناب نشان داده است. نقض حقوق انساني پايه‌، آزادي‌ها و انكار حقوق شهروندي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كساني كه دچار اختلالات رواني هستند، رويدادي متداول در تمام جهان، هم در مراكز نگهداري و هم در اجتماع است. آزار جسمي، جنسي و رواني، تجربة روزمرة بسياري از مبتلايان به اختلالات رواني است. ‌علاوه بر اینها این بیماران با محروميت غير عادلانه از فرصت‌هاي شغلي و تبعيض در دسترسی به خدمات، بيمه بهداشتي و سياست‌هاي مربوط به مسكن نيز روبرو هستند. بيشتر اين مشكلات گزارش نشده‌اند و بدين جهت اين«بار» كم نشده، باقي مانده است.

يكي از دلايل ضرورت وجود ديدگاه حقوق بشري در قانون سلامت روان، نقض اين حقوق در گذشته و حال است. برخي از افراد جامعه، بعضي از مراجع بهداشتي و حتي برخي كاركنان بهداشتي، در زمان‌ها و مكان‌هاي گوناگون حقوق بيماران مبتلا به اختلالات رواني را به نحوي بي‌شرمانه و به شدت آزاردهنده نقض كرده‌اند و در مواردي به نقض آن ادامه مي‌دهند.

در بسياري از کشورها زندگي افراد مبتلا به اختلال رواني كاملا ظالمانه است و بخشي از آن به دليل افت شدید اقتصادي آنها به دلیل ناتوانی ناشی از بیماری است، افراد داراي اختلال رواني اغلب در دوره‌هاي زماني طولاني بدون فرايند قانوني از آزادي محروم شده‌اند (هرچند گاهي نيز از طريق فرايند قانوني غيرعادلانه، براي مثال، هنگامي كه اجازة بازداشت بدون چارچوب زماني مشخص يا گزارش‌هاي دوره‌اي داده مي‌شود). آنها اغلب به كار اجباري واداشته شده‌اند، در شرايط بي‌رحمانه مورد بي‌توجهي بوده‌اند و از مراقبت‌هاي اساسي سلامت محروم شده‌اند. آنها همچنين در معرض شكنجه يا ساير درمان‌هاي وحشيانه، غيرانساني يا تحقير‌آميز مانند بهره‌كشي جنسي و آزار جنسي قرار گرفته‌اند. به علاوه برخي از آنها در مراكز بهداشت رواني بستري شده و تحت درمان قرار گرفته‌اند و به‌رغم ميل خود تمام عمر در آن باقي مانده‌اند. مسائل مربوط به رضايت بيماران در مورد پذيرش و درمان‌ ناديده گرفته شده و هيچ‌گاه ارزيابي مستقلي از توانايي‌هاي آنها انجام نشده است. مفهوم آن اين است كه افراد بسياري ممكن است به‌رغم داشتن توانايي تصميم‌‌گيري در مورد آينده خود اجبارا" در موسسات نگهداري شوند. از سوي ديگر، به علت كمبود تخت‌هاي بستري، ناكامي در پذيرش افرادي كه نيازمند درمان بستري هستند، يا ترخيص زودرس آنها (كه مي‌تواند به بالا رفتن ميزان بستري مجدد و گاهي حتي منجر به مرگ شود) این موضوع هم ‌نقض آشکارحقوق آنها براي دسترسي به درمان است و هم در درون و بيرون از موسسات در معرض بي‌حرمتي قرار دارند. به عنوان مثال حتي در درون جوامع و خانواده‌هاي خود، مواردي وجود داشته كه در مكان‌هاي بسته زنداني شده، به درخت زنجير شده يا مورد آزار جنسي قرار گرفته‌اند.

    قوانين همچنين نسبت به پيشگيري اَز اشكال گوناگون تبعيض عليه افراد داراي اختلال رواني و در حوزه‌هاي مهم زندگي توجه خاص داشته‌اند. تبعيض مي‌تواند بر دسترسي افراد به درمان و مراقبت كافي و جنبه‌هاي ديگر زندگي شامل اشتغال، تحصيل و سرپناه تاثيرگذار باشد. ناتواني در پيوستن درست به جامعه به عنوان يك پيامدِ اين محدوديت‌ها مي‌تواند سبب افزايش انزواي فرد شده و به نوبة خود اختلال رواني را تشديد كند.

     يك دليل مهم ديگر مبني بر ضرورت تدوين و تصويب قانون سلامت روان، محافظت از خودمختاري و آزادي افراد است. قوانين به طرق مختلفي مي‌توانند اين كار را انجام دهند. آنها مي‌توانند موجب افزايش خودمختاري از طريق تضمين دسترسي به خدمات سلامت روان، تعيين معيارهاي روشن براي پذيرش اجباري و افزايش حتي‌المقدور بستري غيراجباري، فراهم كردن رويّه‌هاي محافظتي اختصاصي براي افرادي كه به صورت اجباري بستري شده‌اند، الزام عدم بستري اجباري در صورت وجود راه‌حل جايگزيني، پيشگيري از ايجاد محدوديت نامناسب خودمختاري و آزادي افراد در بيمارستان‌ها (مانند حق آزادي ارتباط و راز‌داري) و محافظت از آزادي و خودمختاري در زندگي شهروندي و سياسي، به عنوان مثال از طريق تثبيت حق رأي و حق داشتن ساير آزادي‌هايي بشوند كه شهروندان ديگر از آن بهره‌مندند.

    نياز به عدالت قضايي در مورد كساني كه به دليل اختلال رواني جرم آشكاري مرتكب شده‌اند، پيشگيري از آزار مبتلايان به اختلالات رواني كه وارد سيستم قضايي شده‌اند، دلايل ديگري بر ضرورت وجود قانون سلامت روان است. بيشتر قوانين بر اين نكته تاكيد دارند كه افرادي كه به دليل اختلال‌رواني در هنگام ارتكاب جرم داراي كنترل بر اعمال خود نبوده‌اند، يا آنهايي را كه قادر به درك و شركت در جريان محاكمه به دليل بيماري رواني نيستند، به رويه‌هاي محافظتي در هنگام محاكمه نياز دارند. اما اينكه چگونه با اين افراد رفتار و برخورد مي‌شود، اغلب در قوانين مورد توجه كافي قرار نگرفته است، بنابراين منجر به نقض حقوق انساني مي‌شود.

   حق بنيادي مراقبت بهداشتي، شامل مراقبت سلامت روان در تعدادي از معاهدات و استانداردهاي بين‌المللي پررنگ شده است. با اين حال پشتيباني مالي و تداركاتي از خدمات سلامت روان در بسياري از نقاط جهان به سختي انجام مي شود و به راحتي اين خدمات در دسترس افراد نيازمند آن قرار نمي‌گيرند. برخي كشورها تقريبا هيچ‌گونه خدماتي ندارند.

    اختلال‌رواني گاه توانايي بيمار در تصميم‌گيري در مورد سلامت و رفتارش را تحت تأثير قرار مي‌دهد و منجر به بروز مشكلات بيشتري در يافتن و پذيرش درمان مورد نياز مي‌شود. قوانين مي‌توانند تضمين كنند كه مراقبت و درمان كافي توسط سازمان‌هاي خدمات بهداشتي و ساير سازمان‌هاي خدمات رفاه اجتماعي در هر زمان و در هرجا كه مورد نياز هستند، تأمين مي‌شوند. اين قوانين مي‌توانند خدمات سلامت روان قابل دسترسي را قابل پذيرش و با كيفيت كافي فراهم كنند و براي افراد مبتلا به اختلال رواني فرصت‌هاي بهتري براي بهره‌مند شدن از حق استفاده از درمان مناسب به وجود آورند.

اعلاميه‌ جهاني حقوق‌بشر (1948)، در كنار ميثاق حقوق مدني و سياسي و ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي پايه‌هاي نظريه‌ سلامت روان را به عنوان حق بشري پي‌ريزي كرده‌اند. ماده يك اعلاميه جهاني حقوق بشر در سال 1996، تصريح مي كند كه همة انسان‌ها آزاد و داراي حقوق و ارزش يكساني هستند. بنابراين افراد داراي اختلال روان نيز در برخورداري از حقوق بنيادي انساني محق  هستند. در حال حاضر پیش نویس مربوط به قانون حمایت از بیماران روانی عصبی توسط وزارت بهداشت، در 10 فصل تدوین و در راه ورود به مجلس جهت تصویب است.

قوانین و حقوق بیماران:

** موارد سقوط حق حضانت و شرایط تغییر حضانت :

چنانچه در اثر عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری که طفل تحت حضانت او است صحت جسمی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد دادگاه می تواند با تقاضای بستگان ، قیم و یا رئیس حوزه قضائی ترتیب مقتضی دیگری را برای حضانت کودک اتخاذ نماید .

*عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادر (ماده 1173 قانون مدنی)

1.        اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار, اشتهار به فساد اخلاق و فحشا, ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی، سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشاء، تکدی گری و قاچاق و تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف از جمله موارد عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر و مادر است .

2.       جنون مادر (ماده 1170 قانون مدنی)

3.      برخی از حقوقدانان با استناد به منابع فقهی کفر را از عوامل سقوط حق حضانت دانسته اند.

4.      اعتیاد به الکل – مواد مخدر –  قمار .

5.        اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء .

6.       ابتلاء به بیماری روانی به تشخیص پزشکی قانونی .

7.      سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود به مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد ، فحشاء – تکدی گری ، قاچاق.

8.       تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف .

ماده۴۲- صغیر و مجنون را نمی‌توان بدون رضایت ولی، قیم، مادر یا شخصی که حضانت و نگهداری آنان به او واگذار شده است از محل اقامت مقرر بین طرفین یا محل اقامت قبل از وقوع طلاق به محل دیگر یا خارج از کشور فرستاد، مگر اینکه دادگاه آن را به مصلحت صغیر و مجنون بداند و با درنظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذی‌حق این امر را اجازه دهد. دادگاه درصورت موافقت با خارج کردن صغیر و مجنون از کشور، بنابر درخواست ذی‌نفع، برای تضمین بازگرداندن صغیر و مجنون تأمین مناسبی اخذ می‌کند.

ضمانت اجراي عدم مواظبت از طفل:

ماده واحده ماده 1173 اصلا‌حي قانون مدني تكليف را روشن نموده است.

در مورد مسؤوليت حقوقي كسي كه نگهداري يا مواظبت از مجنون يا صغير قانوناً به او سپرده شده، هرگاه تقصيري در نگهداري و مواظبت آنها نموده و زياني به آنها وارد شود، مسؤول جبران زيان وارده خواهد بود. در اين مورد ماده 633 قانون مجازات اسلا‌مي‌گفته است: «هرگاه كسي شخصاً يا به دستور ديگري طفل يا شخصي را كه قادر به محافظت از خود نمي‌باشد، در محلي كه خالي از سكنه است، رها نمايد به حبس از 6 ماه تا 2 سال و يا جزاي نقدي از 3 ميليون تا 12 ميليون ريال محكوم خواهد شد.»

با این توضیح :

عدم مواظبت از طفل يا انحطاط اخلا‌قي مانند اعتياد، اشتهار به فساد، تكرار ضرب و تكدي‌گري موجب سقوط حضانت و مستوجب مسؤوليت مدني است.

 

قانون کار و بیماران روانی ، عصبی:

طبق ماده 49 قانون برنامه چهارم توسعه اجتماعي, اقتصادي, فرهنگي و سياسي كشور شرط داشتن تندرستي و توانايي كامل جسمي و رواني براي انجام كاري كه استخدام مي شوند، از قوانین استخدامی محسوب می شود. با این تعریف افرادی که بیمار روانی تلقی              می شوند نمی توانند در دستگاه های دولتی مشغول به کار شوند.

بیماران روانی مزمن از جمله بیمارانی در جامعه هستند که وضعیت بسیار بدی دارند. این افراد به تناسب نوع بیماری که دارند در همه جوامع توجه ویژه‌ای را می‌طلبند. به‌طوری که نادیده گرفتن حقوق و آزادی بیماران روانی، رنج آشکار ناشی از اختلال روانی یا فرسودگی ناشی از برچسب اختلال روانی، جدایی از جامعه و از دست دادن موقعیت‌های شغلی و محرومیت از دسترسی به خدمات در این بیماران از معضلات گریبانگیر بیماران روانی به‌دلیل خلأ قانون سلامت روان است. بیماری‌های روانی مزمن برای فرد و خانوده او مشکلات زیادی را ایجاد می‌کنند. مشکلاتی که این افراد با آن مواجه هستند دوره قبل از درمان، حین درمان و بعد از درمان را شامل می‌شود. توجه ناکافی‌ای هم که به آنها در جامعه می‌شود و به‌ویژه کمبود سرانه درمانی به بدتر شدن اوضاع آنها منجر می‌شود. سهم این افراد از بودجه درمانی کشور کمتر از سه درصد است. با توجه به روند رو به رشد این بیماران در جامعه و هزینه‌های زیادی که درمان آنها دارد به نظر می‌رسد که این کم‌توجهی هم برای خود این افراد و هم برای جامعه عواقب خوبی ندارد. با توجه به اینکه هزینه خدمات روانشناسی و روانپزشکی بالاست و هنوز بسیاری از این خدمات را سازمان های بیمه گر پوشش نمی‌دهد، بسیاری از این افراد از درمان محروم می‌مانند.

عده‌ای از بیماران روانی هم در شهر رها شده‌اند که وضعیت بسیار بدتری دارند و در معرض انواع حوادث هستند. تصویری که از بیماران روانی در فیلم‌ها ارائه می‌شود، منفی است و آنها را عاملان قتل و جنایت نشان می‌دهند که این به شکل‌گیری نگاه نادرست نسبت به این بیماران در جامعه دامن زده است. یک سری از این انگ‌ها هم به حوزه فرهنگی برمی‌گردد و به‌ویژه درمورد ازدواج دختران، آنها را با مشکل مواجه می‌کند.

به‌ویژه وقتی که این انگ به دخترانی که در محیط‌های کوچک شهری و روستایی زندگی می کنند زده می‌شود در مکان‌هایی که برای کمک به این افراد و درمان آنها در نظر گرفته شده است کمبود پزشک و پرستار وجود دارد و همین درمان را با مشکل مواجه می‌کند، به همین دلیل لازم است که سازمان‌های مسئول توجه ویژه‌ای به درمان این افراد داشته باشند و آنها را تحت پوشش قرار دهند. این افراد هم مانند سایر افراد جامعه شهروند هستند و باید از حق و حقوق شهروندی برخوردار شوند. همین‌طور به عقیده کارشناسان در کشور ما به‌رغم تاثیر آموزه‌های دینی بر رفتارهای اجتماعی مردم، تنها در موارد خاص و به‌طور پراکنده قانون‌هایی وضع شده و جای خالی قانونی به نام قانون سلامت روان احساس می‌شود.

از طرفی یکی از مهم‌ترین مسائل در درمان این بیماران همکاری بخش قضایی با سیستم سلامت روان است، یعنی در شرایطی که روانپزشکان احساس می‌کنند که درمان نشدن بیمار برای خانواده و جامعه آسیب‌زاست، اگر قانون هم از این مسئله هیچ حمایتی نکند، این امر باعث می‌شود بیمار هیچ وقت به‌طور کامل تحت درمان قرار نگیرد. اگرچه در خیلی از موارد خانواده‌ها بیماران را به روانپزشک می‌برند اما بعضی وقت‌ها این قدرت در خانواده وجود ندارد و قانون هم متأسفانه هیچ اقدامی برای وارد کردن آنها به پروسه درمان نمی‌کند. پس منطقی است که شخصیت حقوقی برای بیماران ایجاد شود تا روانپزشک بتواند بیماران سخت را به‌طور اجباری بستری کند، حتی با توسل به قوه قضاییه و پلیس، چون در کشورهای دیگر این مسئله حتی در مورد بیماری‌های جسمی هم دیده می‌شود.

حقوق بيماران روانى كه امروزه از آنان به عنوان افراد دارای اختلالات روان پزشكى نام برده مى شود، و قانون هاى وضع شده براى آنان، از مسائلى است كه در نظام هاى حقوقى كشورهاى گوناگون جهان، همواره مورد توجّه روان پزشكان و حقوقدانان بوده و چنين به نظر مى رسد كه امروزه نيز، در رديف گزاره هاى مهم حقوقى و قضايى كشورها قرار دارد.

در حال حاضر، در بسيارى از كشورهاى جهان، قانون ها و آيين هاى نگاشته شده و پيشرفتی در اين باره وجود دارد كه چگونگى برخورد نهادهاى گوناگون جامعه افراد دارای اختلالات روان پزشكى ، بويژه بيماران سخت و كهنه را باز مى شناسانند. اين قانون ها در طول زمان و به علت دگرگوني هاى اجتماعى و پيشرفت هاى شگرف علمى، هميشه در حال دگرگونى اند و با يافته هاى جديد در علت شناسى و پديدار شدن راه هاى تازه درمان و پيشگيرى، در بوته اصلاح و دگرگونى قرار دارند.

بیماران روانی و مقدمات بازگشت به جامعه

در مورد بيماران رواني از چند تحول در بيمارستان‌هاي روانپزشکي گذر کرده‌ايم. از تيمارستان به بيمارستان، از بيمارستان به انستيتوزدايي اين معني اطلاق مي‌شود که بيمار رواني بايد مجددا به جامعه برگردد و در نتيجه به تدريج با اين عنوان که بيمار مي‌تواند در جامعه بدون آسيب‌هاي بعدي زندگي کند. ورود بيمار از تيمارستان به بيمارستان رواني به بستري بيمار در مدت‌هاي طولاني منجرمي‌شد. بعداز آن تاحدود دو دهه پيش يعني از بيست سال گذشته انستيتوزدايي رواج پيدا کرد.

هدف از رواج انستيتوزدايي نيز به اين خاطر بود که اعتقاد داشتند، بيمار هرچه کمتر در بيمارستان رواني بماند، امکان بازگشت وي به جامعه و زندگي عادي بيشتر خواهد بود. اين جريان همان زمان به انستيتوزدايي معروف شد و در دوره خود سروصداي مثبت و منفي زيادي را ايجاد کرد. اما با گذشت زمان و بعداز اين جريانات به نظر مي‌رسد نياز است بعضي بيماران زمان بيشتري را در بيمارستان بوده و تحت درمان قرار بگيرند، لذا ورود سريع آنها به جامعه مي‌تواند خطراتي را درپي داشته باشد و زندگي در بين مردم شايد همان اندازه ضرر داشته باشد که عدم بستري يا نگاه منفي به آنها وجود داشته باشد. بعداز آن انقلاب ديگري صورت گرفت با نام روانپزشکي مبتني بر جامعه که روانپزشکي جامعه نگر هم به‌آن اطلاق مي‌شود.

اساس روانپزشکی مبتنی بر جامعه این است که بيماران پس از ترخيص از بیمارستان پیگیری می شوند و در مراکز سرپائیی خدمات درمانی و آموزشی دریافت می کنند، البته اين موضوع بستگي به فرهنگ هر جامعه و هر بخشي از کشور يا جهان دارد که بيمار رواني در آن زندگي مي‌کند. اين فرهنگ مي‌تواند ناشي از خرده فرهنگ‌هاي داخل يک کشور يا فرهنگ‌هايي که در داخل کشورها و جوامع مختلف وجود دارد، باشد که براي بعضی ها خدمات سرپايي، برخي خدمات بستري و عده ای ديگر پس از بستري و ترخيص و بعضی ديگر خدمات توانبخشي و توانمندسازي رواني است.

توانبخشي رواني به اين معني است که بخشي از توانايي‌هاي بيمار را که تخريب شده و آنچه منجر به ايجاد ضايعه رواني در او شده به او برگردانده شود. توانمندسازي نيز به معناي آن است که توانايي‌هاي ديگري علاوه بر توانایی های قبلی فرد به وي آموزش يا انتقال دهيم. مثلا چنانچه بيماري نابينا است، اين نقص قابل بازگشت نيست و بايد روي حواس ديگر وي از جمله لامسه و بويايي کار شود. بيمار رواني نيز چنين وضعيتي را دارد.»بنابراین جداسازي بيمار رواني از ساير بيماران مي‌تواند اين مورد را دچار خدشه کند، چراکه مي‌تواند به انگ‌زني و ايجاد تصور نامطلوب در بيمار منجر شود.

 

 

 

                                                                                                                                 

 

 

اهمیت شأن و کرامت انسانی در خدمات سلامت روان _مشتری مداری در ارائه خدمت:

دکتر فرحناز رجائی کارشناس مسئول سلامت روان و MPH بهداشت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران

ویرایش: شهناز حسیبی کارشناس ارشد سلامت روان دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت

 

تعریف کرامت انسانی:کرامت در لغت به معنای ارزش، حرمت، حیثیت، عزت، انسانیت، شان، منزلت، است. معادل انگلیسی واژه کرامت انسانی(Human dignity) به معنای شرف، افتخار ، استحقاق احترام ، عنوان ، رتبه و مقام ، امتیاز و شرافت شناخته می شود.

کرامت انسانی در منابع دینی به دو گونه آمده است:

الف) کرامت ذاتی        ب) کرامت اکتسابی (ارزشی)

مقاله حاضر حاصل مرور و مطالعه چندین مقاله است که برروی کرامت انسانی بیماران مبتلا به اختلالات روانی و جایگاه و منزلت بیمار در موقعیت های دریافت خدمات سلامت روان صورت گرفته است.

در یک مطالعه با عنوان:"مدیریت شأن و کرامت انسانی در اواخر زندگی: تاثیرات جهانی، استراتژی های شخصی، اثر همراه[i]" که حاصل جمع آوری سه مطالعه در مورد کرامت انسانی نسبت داده شده به  افراد بزرگسال مسن مبتلا به  بیماری های مزمن بوده اند ، انجام شده است.

شرح/ بررسی اجمالی: شأن و کرامت انسانی یک ویژگی ذاتی انسان و پویا است، که به بخشی از خود نسبت داده می شود که به تعامل انسان و محیط حساس است.

 در مقاله ای با عنوان :" مسائل مربوط به کرامت: دیدگاه جامع به اثر فیزیولوژیک سلولی و کرامت در اواخر زندگی"[ii]

به بررسی یک مدل اکولوژیکی شأن و منزلت افراد مسن به عنوان پتانسیل یا ذخیره سلامتی  به منظور افزایش رفاه در زندگی اواخر عمر می پردازد. این مطالعه نشان می دهد که چگونه عوامل اجتماعی، جامعه، خانوادگی/ بین فردی، و فردی می تواند عوامل ترکیبی برای  تهدید شأن و منزلت افراد مسن جامعه باشد.

در مقاله سوم با عنوان :" استراتژی های شخصی برای مدیریت شأن و کرامت انسانی حین  تعاملات انسانی"[iii]

 

مطالعه با هدف درک بهتر چگونگی مدیریت کرامت در نوزده نفر سالمندان با مشکلات سلامتی مزمن متعدد ساکن جامعه انجام شد. با سالمندان در مورد مدیریت کرامت خود مصاحبه شد. اساس مطالعه  به شناسایی ویژگی های موقعیت هایی که در آن شأن و منزلت افراد مسن افزایش یافته یا تهدید شده بود و استراتژی بکار گرفته شده توسط افراد مسن برای مدیریت شأن و منزلت خود در این شرایط بود. سالمندان در مورد تعاملات هر روز خود با دیگران که در آن کرامت شان  حمایت شده یا کاهش یافته است صحبت کردند.

مداخلاتی که کرامت انسانی را بهبود می دهد شامل مواقعی است که افتخار و  احترامی از سوی دیگران نسبت به افراد مسن صورت گرفته است. مداخلاتی که باعث کاهش عزت و کرامت می شود شامل شواهدی از نژاد پرستی، طبقاتی، و یا تبعیض سنی است. در جریان این مطالعه بزرگسالان مسن تر واکنش خود را  برای مدیریت کرامت در برابر تحقیرها توضیح دادند که از بین آنها سه نوع از استراتژی ها برای مدیریت کرامت: درون گرا، تعاملی، و فعال، شناسایی شدند.

کرامت برای سلامت و رفاه سالمندان مهم است. بسیاری از شرایط، به ویژه تعامل و ارتباط با متخصصان(کارکنان) مراقبت های بهداشتی کرامت بزرگسالان مسن تر را تهدید میکند. بزرگسالان (مسن تر) آسیب پذیر، مانند کسانی که با مشکلات سلامتی مزمن درگیر هستند، بیشتر در معرض خطر تجربه هتک حرمت و کرامت از همتایان سالم خود هستند با این حال، موارد کمی شناخته شده در مورد این که چگونه این افراد مسن به یک تهدید کرامت و عزت شان  خود  پاسخ می دهند.

واکنش هایی که شأن و منزلت افراد مسن را تحت تاثیر قرار می دهد اثر غیر مستقیم بر سلامت این افراد دارد. ارائه دهندگان خدمات بهداشتی باید الگوهای تعاملی که موجب افزایش شأن و منزلت افراد مسن تر می شود را یاد بگیرند و از واکنش ها و رفتارهایی   که تصور می شود نژاد پرستی، طبقاتی و یا تبعیض سنی را القاء می کنند، پرهیز کنند.

نقض کرامت اغلب زمانی رخ می دهد که یک طرف فردی است در یک موقعیت آسیب پذیری و طرف دیگر در یک موقعیت نفرت و بیزاری است. همچنین یک رابطه بین کرامت و استقلال وجود دارد. منزلت و کرامت همیشه حاضر و ثابت هستند، اما استقلال یک شخص می تواند بسته به شرایط متفاوت باشد.

بستگان بیماران مبتلا به بیماری های روانی کمک های ناکافی از تیم درمانی را تجربه می کنند. آنها به منظور به دست آوردن کمک از تیم درمانی تلاش می کنند اما احساس می کنند که نیاز شان به میزان کافی برآورده نشده است.

ارائه کنندگان خدمت به بیماران،  برداشت خود از ارتقاء کرامت انسانی را زمانی می دانند که به خودشان  اجازه می دهند در معرض داستان بیماران قرار گرفته و بیماران نگرانی، ترس و اضطراب شان را با آنها به اشتراک بگذارند. گاهی اوقات آنها باید صدای بیماران باشند. با احترام نگذاشتن به  بیماران برای تعیین سرنوشت خود، با دادن آرام بخش به بیماران با توسل به زور به جای صحبت کردن با آنها و با منتظر نگهداشتن آنها بدون توضیح، کارکنان مراقبت های بهداشتی کرامت بیماران را نقض می کنند.

مراقبت از کرامت بیمار گاهی اوقات شامل مسئولیت پذیری کامل  برای وضعیت بیمار است. شباهت بین دیدگاه بستگان و بیماران در رابطه با حفظ کرامت بیماران نشان دهنده اهمیت گوش دادن فعال اعضای تیم درمان  به نظر بستگان و بیماران است. بر اساس دیدگاه بستگان، مفاهیم عملی این است که کارکنان باید به عنوان یک فرایند مداوم به صورت زیر عمل کنند:

•بحث کردن در مورد ارزشهای اساسی برای مراقبت از کرامت بیماران مهم است.
• تاکید کردن در همکاری با بستگان به عنوان جزء جدایی ناپذیر از نحوه مراقبت از بیمار
• تمرکز کردن بر روی مدیریت بخش بیمارستان، نگرش، جو حاکم بر بخش و روشی که در آن کارکنان به بیماران و بستگان گوش می دهند به عنوان عوامل مهمی است که کرامت بیماران را تحت تاثیر قرار میدهد.
• کاهش دادن  ناهماهنگی در رابطه بین بیماران و کارکنان.

 

بحث نهایی:

مطالعاتی که درمورد کرامت بیماران مبتلا به اختلالات روانی و بستگان آنها ، همچنین افراد مسن جامعه انجام شد می توان به این استنباط رسید که نحوه ارتباط کارکنان ارائه دهنده خدمات با مراجعین بخصوص بیماران مبتلا به اختلالات روانی و بستگان آنها تاثیر زیادی در تجربه آنها از کرامت انسانی دارد و از طرفی کرامت بیماران بر سلامت روانی و جسمی آنها اثر گذار است. بنابراین برای تکریم ارباب رجوع و حفظ کرامت و شان بیماران و بستگان آنها ، همچنین کارکنان بخش سلامت، ضروری به نظر می رسد .این برنامه ریزی می تواند مشتمل بر برنامه های آموزشی باشد که دانش و مهارت کارکنان حرفه ای مراقبت های بهداشتی را ارتقاء دهد.

در آخر باید گفت مشتری مداری در نظام سلامت باید مبتنی بر اصول زیر باشد:

  • شایسته ی شان و منزلت انسان ، احترام به ارزشها، اعتقادات فرهنگ و باور های دینی مردم باشد.
  • بر پایه صداقت، انصاف و همراه با مهربانی باشد.
  • فارغ از هرگونه تبعیض از جمله قومی، فرهنگی و مذهبی،، نوع بیماری و جنسیتی باشد.
  • بر اساس دانش و مهارت روز باشد.
  • مبتنی بر  برتری منافع بیمار باشد.
  • در مورد توزیع منابع سلامت مبتنی برعدالت و اولویت های درمانی بیماران باشد.
  • مبتنی بر هماهنگی مراقبت اعم از پیشگیری، تشخیص، درمان و توانبخشی باشد.
  • به همراه تامین کلیه امکانات رفاهی پایه و ضروری و به دور از تحمیل درد و رنج و محدودیت های سازمان باشد.

سازمان ها با هر هدفی که تشکیل شده باشند ملزم به جلب رضایت مشتریان خود هستند.مشتری مداری در بازارهای رقابت الزامی برای حفظ بقاء است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        حقوق شهروندی و سلامت روان

 

تهیه کننده: شهین  بافته چی مدیر گروه سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گیلان

ویرایش: دکتر عالیاشکیبا روانپزشک

دفتر سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت

 

 مقدمه

هدف بهداشت روان محافظت، ارتقاء و بهبود زندگي و سلامت رواني شهروندان یک جامعه است و برای دستيابي به جامعه سالم‌تر و آرامتر به قواعدي نيازمند هستیم که مولفه های سلامت روان از اهميت بسزایی برخوردار است.

كرامت انساني یا اصطلاح( Dignity )که امروزه جایگاه ویژه ای را در متون سلامت روان باز کرده است به معنی شان و يا منزلت انساني است که در یک جامعه رشد نخواهد کرد مگر با توجه کردن به حقوق خود و دیگران.

ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر مي‌گويد: تمام انسان‌ها آزاد متولد شده‌اند و در كرامت انساني و بهره‌مندي از حقوق با يكديگر مساوي‌اند بگونه ای که حتی توسل به شكنجه انسان براي اثبات يك موضوع، خلاف شان و منزلت آدمي است. احترام و كرامت باعث مي‌شود كه ما چنين حقوقي را براي انسان به رسميت بشناسيم و برای به رسمیت شناختن حقوق خود و دیگران نیاز به قوانینی داریم که دارای مولفه های سلامت روان باشد.

وجود قوانين بهداشت رواني‌ به خودي خود تضمين كننده احترام و محافظت از حقوق انساني نيست. به اين دليل كه بيشتر قوانين بهداشت روان در ابتدا با هدف محافظت جامعه از بيماران «سایکوز» و دور كردن آنها از جامعه تهيه شده‌اند تا ارتقاي حقوق شهروندان.

نياز به قوانين بهداشت روان برای شناخت اصطلاح «بار»  چه از نظر فردی ، اجتماعي، اقتصادي و چه از جنبه اختلالات رواني در همه جهان‌ مورد توجه قرار گرفته است. نقض حقوق انساني و انكار حقوق شهروندي منجر به محروميت غير عادلانه افراد از فرصت‌هاي شغلي، مسکن  و تبعيض در دسترسی به خدمات بهداشتي و درمانی  بطور مساوی می گردد. و از انجائی که بيشتر اين مشكلات گزارش نشده‌اند، بدين جهت اين «بار» كم نشده و باقي مانده است. يكي از دلايل ضرورت وجود ديدگاه حقوق بشري در قانون بهداشت روان احترام گذاشتن به حقوق دیگران خصوصا افرادی که خود قادر به دفاع از حق طبیعی خود نیستند می باشد. بنابراین در احترام به حقوق شهروندی باید در ابتدا تعریف جامعه مدنی ، فردگرایی، جمع گرایی ، حقوق شهروندی و سلامت روان به درستی تعریف شود.

 

        جامعه مدنی

جامعه‌ مدنی، جامعه‌ای پویا است ، که همه مردم درآن جامعه حق مشارکت در امور سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را دارند. جامعه‌مدنی منفعل نیست و دنبال احقاق حقوق شهروندان خود در تعامل با سیستم نظام حاکم است. در چنین جامعه‌ای که حقوق شهروندی رعایت شود و عدالت‌اجتماعی نسبی در میان اقشار مختلف جامعه به ‌وجود آید، آرامش و سلامت روان حاکم خواهد شد و جامعه می‌تواند در مسیر توسعه پیش برود. یکی از مولفه‌هایی که می‌تواند به جامعه آرامش بدهد و آن را از سلامت روان برخوردار کند، این است که افراد جامعه احساس تعلق به گروه یا انجمن خاصی داشته باشند تا بتوانند در جامعه ای که خود حق اظهار نظر دارند فعالیت کرده و در تصمیم گیری در سرنوشت خود نقش داشته باشند.

 در واقع این احساس نوعی نیاز فردیست که در اجتماعی بزرگتر و در تعامل با دیگر افراد زندگی ایجاد می شود.

 

       فردگرایی ، جمع گرایی و حقوق شهروندی

یکی از مولفه‌های جامعه مدنی این است که فرد و حقوق فرد اهمیت دارد؛ جامعه ما در دوران طولانی تحت‌تأثیر فرهنگ جمع‌گرایانه بوده که بارزترین نشانه آن تعلق به گروه بوده که این حسی متفاوت است. در حالت اول ما متعلق به یک گروه هستیم و به‌ واسطه کار گروهی احساس می‌کنیم در سرنوشت جامعه سهم داریم ، اما در حالت دوم ارزش‌های جمعی تعیین‌کننده ارزش‌های فردی است. وضعیت  کنونی جامعه ما از فرهنگ جمع گرایی  خارج شده و کم کم ارزش‌های فردگرایانه رشد پیدا کرده است. گسترش فردگرایی به این معنا است که فرد بیشتر به انتخاب‌های شخصی خود اهمیت می‌دهد و در این مرحله خود  توجه احترام به خود دوستداری بر احترام گذاشتن به حقوق دیگران ارجعیت پیدا می کند.

سوال این نیست که فردگرایی و توجه داشتن به خود در مقایسه با جمع گرایی پدیده ای نکوهیده است ؟پاسخ این است که فرد گرائی با هدف توانمند سازی وشکوفائی امری مثبت است وچنانچه فرد مدیریت پیشگیری از آسیب به گروه را داشته باشد برای خود وجامعه  بطور غیرمستقیم مفید خواهد بود .

نمی‌توان با حذف تکنولوژی و فناوری‌های جدید دوباره به روش‌های قدیمی و طبیعی برای تولید انرژی بازگشت. جامعه باید خودش را برای پذیرش فردگرایی و ارزش‌های فردی آماده کند به‌جای آنکه  آن را به شکل آسیب ببیند. تلاش کند در کنار فردگرا بودن افراد، احترام به حقوق شهروندان را آموزش دهد.  فردگرایی به این معنا نیست که هر کسی بر اساس نظر خود رفتار نماید بلکه به این معناست که فرد در بستر جامعه این امکان را داشته باشد که بهترین انتخاب و تصمیم را برای خود بگیرد. بی‌تردید معنای فردگرایی این نیست که هیچ الزام اجتماعی و هیچ چارچوبی وجود ندارد. به بیان دیگر بودن در گروه یک نیاز است و نیاز به اتخاذ انتخاب‌های شخصی یک نیاز دیگر. بنابراین فردگرایی این مفهوم را دارد که هر فرد امکان داشته باشد دیدگاه خودش را پیگیری کند و آنرا در گروه به اشتراک بگذارد.

 

       سلامت روان

وقتی فردی در یک محیط درمانی بالینی اعتراض می کند و با او برخورد فیزیکی می شود اولین علائم زیر پا گذاشتن به حقوق شهروندی و کرامت انسانی در کادر درمانی نمایانگر می شود.

توجه به کرامت،  شان و شایستگی درحوزه پژوهش های سلامت و مورد استقبال فروانی قرار گرفته است، بطوریکه در بسیاری از این پژوهش ها را افراد میانسال و یا کهنسال را شامل می شده که به عنوان بیمار وارد سیستم درمانی می شدند و در این پیمایش شان و کرامت آنان به عنوان شاخصی درارزیابی پزشک مورد توجه قرار گرفت. عده ای بر این باورند که کرامت انسانی می بایست به عنوان یک راهنمای سلامت جسمی و روانی نقش آفرینی کند و حلقه ارتباطی باشد بین حقوق بشر با وضعیت سلامت.

 

        تاریخچه موضوع کرامت

برداشت تاریخی شان و کرامت انسان این واژه  را در سه مفهوم کلیدی مرتبط دسته بندی نمود:

بین انسانیت و خداوند

بین فرد و جامعه

بین جبر و آزادی

 

       معانی کرامت

مفهوم کرامت پیچیده، مبهم و بنیادی است و بسیاری از نویسندگان به ابهام این مساله اشاره کرده و در توصیف این کلمه به عنوان یک پدیده عینی و یا ذهنی ، فردی یا جمعی، بیرونی یا درونی، سلسله مراتبی یا دموکراتیک، مشروط یا بی قید و شرط اشاره کرده اند بطوریکه آنچه که مسلم است توافق بسیار کمی بین معنای این لغت وجود دارد.

کرامت (ِDignity) اساسا ذهنی احساسی و زیبایی شناختی و یا مذهبی است ، بنابراین ایده ای نیست که بتوان برای هر چیزی بکار برد زیرا در بطن خود دارای تناقض است.

 

     کرامت انسانی و عدالت اجتماعی

     کرامت انسانی

کرامت انسانی ارزش ذاتی و غیر قابل انکاری است که متعلق به هر انسانی است به دلیل انسان بودنش، که باید توسط فرد و جامعه رعایت شود. کرامت را نمی توان اندازه گیری و یا نابود نمود و نمیتوان آن را، مشروط و یا قابل مقایسه دانست. تفسیر مذهبی آن این است که ریشه کرامت انسانی، در فرد به عنوان وجود جایگاه والا در نظام خلقت خدا است اما می تواند به وسیله رفتار و اعمال فرد مورد تهدید واقع شود.

 

      کرامت اجتماعی

کرامت اجتماعی بر خلاف کرامت انسانی ارزش جهانی دارد که به رفتار ادراک شده قابل انتظار یک فرد در اجتماع اشاره دارد. این عزت نفس از طریق تعامل با اجتماع بدست می آید. دو جنبه عزت نفس و هویت در هم تنیده و در شأن اجتماعی شکوفا می شود. عزت نفس "یک نوع احترام به خود و یا اعتماد به نفس است " اما '' هویت" به عنوان ‘’کرامتی است که ما به خودمان به عنوان فردی مستقل و یک پارچه از طریق نگرش افراد جامعه نسبت به خودمان بدست می آوریم. القاب کرامت شامل شان و منزلت اخلاقی و کرامت شایستگی است که توسط  انجام اعمال تحسین برانگیز حاصل میشود.

کرامت اجتماعی می تواند به دست آورده شود و یا از دست داده شود، تهدید شود، نقض شود، و یا ترویج داده شود. افراد یا گروه ها ممکن است دریابند که کرامت در بعضی از حالات به آن ها داده شده و در برخی موارد از آنها سلب می گردد. به عنوان مثال دادن پاداش و یا مجازات به دلیل رفتار یک فرد.

 این امتیازات که به شکل احترام است پس از دستیابی به کرامت اجتماعی حاصل می گردد. در مقابل، افراد پرمدعا که شأن و کرامت انسانی را نادرست درک کرده اند ممکن است مورد سرزنش قرار گیرند. در برخی شرایط، شأن اجتماعی ممکن است حتی به اشیاء بی جان نیز نسبت داده شود.

 

 

1-     کرامت انسانی در سلامت روان

توجه به شان و منزلت فردی در سلامت روانی در مراحل پایانی زندگی از بیمارستان، آسایشگاه و منزل شروع شده اما این مبحث گسترش یافت و شامل مباحث سلامت و ارائه خدمات اجتماعی به طیف گسترده ای از افراد نیازمند و آسیب دیده و به حاشیه رانده شده از قبیل سالمندان، فقرا، بی خانمانها و افراد مبتلا به اختلالات روانی اطلاق می شود.

هدف از حقوق شهروندی و سلامت روان یعنی راههای درست مراقبت از بیماران بهمراه حفظ یکپارچگی و ارزشمندی پرستاران و دریافت کنندگان خدمات است.

یک رویکرد در ارائه خدمات مراقبتی ، مراقبت کرامت مدار است که بر اساس چندین مطالعه تجربی ، شان و عزت افراد هنگام مرگ در سه حوزه مراتبط با کرامت انسانی در روزهای پایانی زندگی شناسایی شد:

نگرانی های مربوط به بیماری

حفظ  شان و منزلت فردی

حفظ شان و کرامت اجتماعی

ارائه دهندگان مراقبت سلامت معتقد به شان و کرامت انسانی اصرار دارند تا جنبه های زیست پزشکی، روانشناختی، وجودی و معنوی زندگی بیمار به جهت برنامه ریزی و ارائه مراقبت های فردی مورد توجه قرار گیرد.

استفاده از کرامت انسانی در مراقبت ، دستورالعمل های عمومی برای فعالیت حرفه ای است. اینکه احکامی جهت حفظ کرامت و جایگاه بیمار در ضوابط اخلاقی وضع گردد. کار نظری و تجربی به منظور روشن شدن این که چگونه می شود از این اصول پیروی کرد توسط تعدادی از محققان مورد بررسی قرار گفت. بویژه در زمینه کارکنان خدمات بهداشتی و درمانی .

کارکنان کرامت گرا، توجه ، آگاهی ، مسئولیت شخصی ، تعامل ، برادری و دفاع از حقوق بیمار را در عمل به اجرا در می آورند. کرامت در مبحث مراقبت های سلامت روانی نشان می دهد چگونه دریافت کنندگان خدمات بهداشتی و درمانی از طریق رفتارهای محترمانه کارکنان به حقوق آنان به عنوان یک شهروند، باعث ارتقاء شان و کرامت آنان شده و زنجیره تعاملات اجتماعی را شکل می دهد.

فیلسوفان کرامت انسانی با قاطعیت به این امر تاکید می کنند که این ویژگی در زمانی که ارزش ذاتی فرد تکذیب و یا نادیده گرفته شود صدمات جبران ناپذیری را به فرد بیمار خواهد زد. در چنین مواردی ممکن است که عزت فردی از دست نرود اماعزت اجتماعی از طریق کاستن ارزش زندگی فرد آسیب خواهد دید. استفاده از منزلت اجتماعی نشان می دهد چگونه کرامت بشری ممکن است بواسطه توهین های بزرگ و کوچک ، بی احترامی های کلامی یا غیر کلامی ، بی تفاوتی نسبت به درد و رنج بیمار و تحقیر خدشه دار شود.

 

2-     نتیجه گیری

احترام به مردم بعنوان یک انسان و اجتناب از برچسب زدن و انگ به مردم به دلیل عیب و نقص

ارائه مراقبت و حمایت فرد محوربه صورت قرار دادن فرد و نیازها، ترجیحات و آرزوهای آنها در مرکز توجه

حمایت از شأن و منزلت  کارکنان بهداشتی و درمانی

ارتقاء عملکرد درست کارکنان در مراقبت های بهداشتی

  تمرکز بر پیشگیری وپاسخ متناسب فرد محور به سوء استفاده

نقش مدیریت در ارتقاء سلامت روان کارکنان

 

        تهیه کننده:  فریبا رضایی کارشناس مسئول سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی  شیراز

        ویراش: معصومه قاسم زاده کارشناس ارشد سلامت روان دفتر سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت  

 

       توجه به سلامت روان در تمام عرصه های زندگی از جمله زندگی فردی، اجتماعی و شغلی اهمیت دارد. عدم توجه به سلامت روان یکی از عوامل مهم در کاهش کارآیی، از دست رفتن نیروی انسانی و ایجاد عوارض جسمی و روانی، به ویژه در خدمات حرفه ای .می باشد  از طرف دیگر مهم ترین سرمایه سازمان ها، نیروی انسانی آن میباشد  که به عنوان غنی ترین منابع سازمان به واسطه هدایت و رهبری در راستای تحقق اهداف سازمان می باشد . هدایت چنین سرمایه ارزشمندی در همه سازمان ها نیازمند اتخاذ سبک رهبری موثر از سوی مدیر است. در واقع مدیران با ایفای الگو و نقشی که منعکس کننده ارزش های سازمان است، می توانند بر ایجاد حس توانمندی در پرسنل تاثیر گذارباشند  و کیفیت عملکرد آن ها را بهبود بخشند. زیرا با توانمند سازی پرسنل آنها احساس می کنند که سازمان برای کار شان اهمیت و ارزش قائل می شوند

    امروزه بسیاری از محققان بر این باورند که بهزیستی و سلامت کارکنان به میزان قابل توجهی بستگی به رفتار مدیران دارد، در عین حال رفتار مدیر الگویی برای یادگیری چگونگی رفتار مناسب در سازمان است. تاکنون نقش های زیادی را برای مدیران برشمرده‏اند، آن چه که کمتر تاکید شده است نقش مدیر به عنوان تامین کننده سلامت روان در محیط کار است. بدیهی است که در این نقش از مدیر انتظار می رود تا با کسب مهارت های شناختی، عاطفی و رفتاری خاص در ارتباط با کارکنان تحت نظارت خود در جهت افزایش سلامت روان محیط کار، تلاش نماید. نتایج تحقیقات نشان داده است که مدیران و سرپرستانی که با کارکنان خود روش های علمی و اعتدال را در پیش گرفته اند نه  تنها باعث شده اندکارکنان شان کمتر دچار فشار روانی شوند بلکه ارتباط دو سویه خوبی رانیز برقرار می سازند. و این مهم برای سلامت روان، رفاه و رضایت کارکنان، امری غیر قابل انکار است. بدین منظور مدیران باید از توانمندی ها و محدودیت های کارکنان  آگاه باشند. همچنین توصیه شده است که مدیران باید توجه، زمان و هزینه مناسبی را در جهت مراقبت روانی کارکنان بکار گیرند و این امر بخشی جدائی ناپذیر آنها  از مسیر تعیین شده  برای رسیدن به اهداف سازمان است.

    لازمه موفقیت در سازمان آن است که همه مدیران به مهارت های اجتماعی و انسانی مجهز باشند. در واقع مدیریت عبارت است از دستیابی  به هدف های سازمانی از طریق هدایت و رهبری. بنابراین هر کسی حداقل در مراحل مشخصی از زندگی خود یک مدیر است.

 

      اصول سلامت روان در سازمان:

ايجاد جو صميميت، همدلي، صداقت

همکاري و احترام متقابل در ميان کارکنان سازمان

پرهيز از اعمال روش هاي مبتني بر زور و اجبار

شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان و فراهم ساختن رشد و شکوفایی این استعداد در حد توان و امکانات سازمان

پرهیز از قضاوت های کورکورانه در مورد کار و رفتار کارکنان سازمان

شناسایی دلایل واقعی کم کاری، غیبت از کار، بی حوصلگی و بی علاقگی به کار، کم توجهی و بی دقتی کارکنان توسط مدیر

آشنا ساختن کارکنان با واقعیت های محیط کار و حذف آن دسته از معیارها و عوامل سازمانی که از لحاظ اخلاقی، انسانی و فرهنگ سازمانی صحیح تلقی نمی شود.

 

      ویژگی های مدیران موفق

انتخاب دقیق اعضای تیم

مهارت های ارتباطی قوی

پرهیز از دادن وعده های بیهوده

داشتن اعتبار و نشان دادن خود واقعی

پذیرش ضعف ها و نداشته ها

تقویت روحیه تیمی

ایجاد خود باوری در کارمندان

احترام به زیر دستان

اجازه مشارکت دادن به کارمندان

داشتن آرامش و آرامبخش بودن

صبر و شکیبایی و عدم شتاب در تصمیم گیری ها

تحمل و انتقاد پذیری

واگذاری اختیارات در حد امکان

راه اندازی نظام پاداش و تنبیه

مرتب و آراسته بودن

مهارت دقت ، توجه وتمرکز

تمایل به ارزشیابی خود

 

         اصول ارتقای سلامت روان در کارکنان

   مدیران باید تلاش کنند تا محیط کار برای کارکنان اضطراب آور نباشد و کارمندان احساس امنیت شغلی کنند و با ایجادجو نشاط ،انگیزه به دور از هر تنش و درگیری به وظایف خود عمل نمایند.

  وقتی مدیریت، عملکرد خوبی داشته باشد و کارکنان، مورد تکریم و احترام قراربگیرند و به آنها بها داده شود، بعید است چنین محیط کاری دردسرساز باشد یا باعث بروز مشکلات روانی شود. به‌عبارتی، عملکرد ضعیف مدیریت می‌تواند عامل نارضایتی شغلی قلمداد شود. به‌عنوان نمونه، اگر کارکنان تصور کنند با آنان منصفانه و محترمانه رفتار نمی‌شود، به احتمال زیاد، به مشکلات روانی دچار می‌شوند.

عواملی که در ارتقای سلامت روان کارکنان  موثراست :

محیطی شاد و مفرح برای کارکنان فراهم شود.

ü      به کارکنان مسئولیت داده شود.

ü      روی نقاط قوت کارکنان تمرکز شود.

ü      به کارکنان اهمیت داده شود و با ملاحظه با آنها  برخورد شود.

ü      صداقت با ارزش ترین و محترم ترین ویژگی یک مدیر است. همیشه به حرف هایتان عمل کنید.

ü      برای اینکه کارکنان بدانند عملکردشان چطور است و در مسیر درست باقی بمانند بهتر است به کارکنان بازخورد داده شود.

ü       انتظارات مدیر از کارکنان مشخص شود.

ü      همه کارکنان باید در کار مشارکت داشته و درگیر باشند. به طور منظم جلساتی برگزار کنید و در مورد کار با آن ها مشورت کنید.

ü      برای کارکنان وقت گذاشته شود تا در صورت لزوم با مدیر صحبت کنند. این یکی از بهترین روش های ایجاد انگیزه است.

ü      مدیران اشتباهات خود را بپذیرند.

ü      مدیر از نظر عملکرد و رفتار باید الگوی خوبی برای کارکنان باشد.

ü      بهتر است جو سازمان به گونه ای باشد که کارکنان با میل خودشان و بدون در نظر گرفتن پست و مقام از مدیر پیروی کنند.

ü      به کاری که کارکنان انجام می دهند بهاءداده شود وبا اهمیت جلوه بدهند

ü      ایده های جدید کارکنان شنیده و پذیرفته شود.

ü      محیطی فراهم شود تا  برای شادی و شگفتی کارکنان فراهم شود.

ü      با تعیین هدف مدیریت شود. به کارکنان بگویید که دقیقاً چه کارهایی می خواهید انجام دهند و سپس از سر راهشان کنار بروید.

ü      بهتر است کارکنان راهنما و مشاور داشته باشند و برای پیشرفت در کارشان مدام راهنمایی شوند.

ü      برای آموزش وارتقاء سطح دانش ومهارت کارکنان برنامه داشته باشند

ü      از بکارگیری سیاست های نسنجیده و ناعادلانه خودداری شود.

ü      تعادل بین کار و خانه برقرار شود.

ü      اوقات فراغت برای کارکنان فراهم شود بخصوص در مشاغل سخت و سنگین.

ü      تاب آوری کارکنان در سه بعد فردی خانوادگی و اجتماعی افزایش یابد.

 

 



 

 

 

 

قابل توجه خانوارهای تحت پوشش پایگاه حسین بن علی (ع)

 

قابل توجه شهروندان گرامی:

پایگاه بهداشتی، به آدرس آخوندخراسانی 24-مرکز سلامت جامعه امام علی(ع)منتقل گردید.

تلفن تماس:38594086

 

صفحه1 از39

IMAGE
اتوبوس روبان قرمز به ایستگاه ساختمان قریشی رسید.
شنبه, 17 آذر 1397
8 لغایت 14 آذر ماه بعنوان هفته اطلاع رسانی ایدز با شعار « برای آگاهی از سلامتی خود، من هم آزمایش اچ آی وی می دهم» نام گذاری شده است. به گزارش روابط عمومی مرکز بهداشت ثامن ،کارشناس مسئول واحد پیشگیری و مبارزه با بیماریهای مرکز بهداشت ثامن اظهار داشت در هفته اطلاع رسانی ایدز،... ادامه مطلب...
IMAGE
" حرکت، برای سلامت زنان " شعار امسال هفته ملی سلامت بانوان ایرانی
یکشنبه, 22 مهر 1397
 پویش هفته ملی "سلامت بانوان ایران"، همه ساله در هفته پایانی مهرماه با هدف اطلاع رسانی و حساس سازی گروههای مختلف جامعه در خصوص اولویتهای سلامت زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور، برگزار می گردد. در سال جاری، دو گروه مخاطب اصلی شامل مدیران سلامت و جامعه زنان کشور برای پیام هفته... ادامه مطلب...
IMAGE
برگزاری مسابقه به مناسبت هفته سلامت روان
شنبه, 21 مهر 1397
هفته سلامت روان(18 تا 24 مهرماه)      شعار سال ۹۷ سلامت روان جوانان و نوجوانان:جهان در حال تغییر ✳به مناسبت هفته سلامت روان... اجرای برنامه های ذیل ویژه داوطلبین سلامت:  جلسه آموزشی با موضوع سبک زندگی سالم مسابقه دارت و اهدای جوائز صبحانه سالم   اجرای برنامه توسط پرسنل مرکز... ادامه مطلب...
IMAGE
عیادت از کودکان بستری در بیمارستان امام رضا(ع)
شنبه, 21 مهر 1397
به مناسبت هفته ملی کودک... عیادت از کودکان بستری بخش اطفال بیمارستان امام رضا( ع) و اهدا هدایا به ایشان ، توسط همکاران مرکز بهداشت ثامن..   ادامه مطلب...
IMAGE
همایش امنیت اجتماعی و سلامت روان به مناسبت هفته نیروی انتظامی
سه شنبه, 17 مهر 1397
  برگزاری همایش امنیت اجتماعی و سلامت روان به مناسبت هفته نیروی انتظامی، ویژه داوطلبین سلامت سخنران:  ✳جناب سروان نادری از کلانتری بانوان ✳خانم عرفانیان- کارشناس ارشد سلامت روان ادامه مطلب...
IMAGE
اشنایی بیشتر با واحد مشارکت مردمی مرکزبهداشت ثامن
یکشنبه, 09 خرداد 1395
برنامه جلب مشاركت(برنامه داوطلبان سلامت ) سلامتي محور توسعه است و مسائل و مشكلات بهداشتي همان مشكلات توسعه است كه نمي توان آن را فقط در بخش سلامت حل نمود بنابراين جلب مشاركت تك تك افراد جامعه و بخشهاي توسعه ، براي حل مشكلات بهداشتي در رسيدن به سطح قابل قبول « سلامت براي همه »... ادامه مطلب...
IMAGE
با 8 گام و در کوتاه ترین زمان، سایز شکم را کاهش دهید
سه شنبه, 26 تیر 1397
  یکی از اصلی ترین مجرمان بزرگ شدن سایز شکم، سیستم گوارشی آهسته، مشکلات هضم و در نهایت ابتلا به نفخ است و این اتفاق بیشتر در زنان بالای 40 سال می افتد. به گزارش آوای سلامت به نقل ازpreventionبا این حال نتایج تحقیقات شگفت انگیز است و نشان می دهد که شما می توانید با بهبود فرایند هضم و... ادامه مطلب...
IMAGE
اهمیت مراقبتهای پیش بارداری
سه شنبه, 26 تیر 1397
بررسی موارد خطر به افزايش بهبود سلامتی فرد و دخالت‌های لازم در اين دوره صورت می‌گیرد. برای افزايش اطلاعات و تغييرات رفتاری خانم‌ها و آقايان در سنين باروری مشاوره قبل از بارداری ضرو است و موجب می‌گردد كه فرد حاملگی خود را با شرايط بهتری آغاز نمايد و خطراتی را كه موجب عوارض... ادامه مطلب...
IMAGE
غذاهایی که بهتر از داروها، با افسردگی مقابله می کنند
پنج شنبه, 21 تیر 1397
    اگرچه افسردگی یکی از اختلالات روانی و البته بسیار شایع در تمام جوامع است، اما متخصصان تغذیه اعتقاد دارند که با رعایت برخی رژیم های غذایی خاص، بسیار موثرتر از داروهای ضد افسردگی می توان جلوی بروز علائم این اختلال را گرفت یا شدت آنها را کاهش داد. به گزارش آوای سلامت به نقل... ادامه مطلب...
IMAGE
7 غذای گیاهی که خون تان را تصفیه می کنند!
دوشنبه, 21 خرداد 1397
    خون مسئول حمل و نقل عناصر به سلول های بدن شما است و وظايف از جمله حمل مواد زائد حاصله از متابوليسم سلولى به دستگاه ‌هاى دفع، انتقال ترکيبات و مواد مترشحه از غدد داخلى به بافت ‌هاى مربوطه، پخش حرارت به تمامى نقاط بدن، به ‌طورى که گرماى بدن هميشه ثابت بماند و کمک به ايجاد... ادامه مطلب...
IMAGE
بهترین نوشیدنی ها برای کاهش سرعت پیری
شنبه, 19 خرداد 1397
    مصرف آب میوه های تازه بهترین گام برای تامین ویتامین ها، آنتی اکسیدان ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن است ضمن این که اثرات قابل توجه ضد پیری نیز دارد. به گزارش آوای سلامت به نقل ازsteptohealthبرای جلوگیری از روند پیری هیچ گام قطعی وجود ندارد ولی نوشیدن 6 نوع آب میوه یا سبزی به شما... ادامه مطلب...
امروز: 34
ديروز:13
اين هفته: 142
هفته‌ي گذشته: 248
اين ماه: 423
ماه گذشته: 1398
افراد آنلاين:1
اعضا ی آنلاین : 0
مهمان آنلاین : 1